تصاویر جالب و خنده دار

تصاویر جالب و خنده دار
تصاویر جالب و خنده دار
تصاویر جالب و خنده دار



تصاویر جالب و خنده دار

اینا  بالایی ها و پایینی ها جیگرای منن خخخ
تصاویر جالب و خنده دار


من عاشق گربه هام خیلی دوسشون دارم خیلی خیلی خیلی حیووون مورد علاقه من

فقد گربه هست

نیگاشون کنید تورو خدا ببینید چقد ماه هستن الهی  الهی بوووووووووووووس براشون !

تصاویر جالب و خنده دار


تصاویر جالب و خنده دار



اینم ی عکس جالب !

عکس های بامزه و خنده دار 2012

شعرهای بسیار زیبا و احساسی درباره بارون

چتر ها را باید بست ،
زیر باران باید رفت .
فکر را ، خاطره را زیر باران باید برد .
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت .
دوست را ، زیر باران باید دید .
عشق را زیر باران باید جست .
زیر باران باید با زن خوابید .
زیر باران باید بازی کرد .
زیر باران باید چیز نوشت ، نیلوفر کاشت.

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

چتر در باران
ایستاده ام
در اتوبوس
چشم در چشم های نا گفتنی اش.
یک نفر گفت:
آقا
جای خالی
بفرمایید»
چه غمگنانه است
وقتی در باران
به تو چتر تعارف می کنند…

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده
خیلی وقته ابری پر پر نشده
دل آسمون سبک تر نشده

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

صدایِ نغمه هایِ باران
از گلویِ کوچه می آید
هم آواز با
پرندگانی که در باغچه سبز شده اند.
راستی بامداد که برسد
بهار را
لایِ یک کارت تبریک
برایت خواهم فرستاد

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

ابری نیست
بادی نیست
می نشینم لب حوض:
گردش ماهی ها،روشنی ،من،گل،آب
پاکی خوشه زیست
مادرم ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر
آسمانی بی ابر،اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک:لای گلهای حیاط
نور در کاسه مس چه نوازشها می ریزد!
نردبان از سر دیوار بلند،
صبح را روی زمین می آرد…
پشت لبخندی پنهان هر چیز.
روزنی دارد دیوار زمان،که از آن
چهره من پیداست.
چیزهایی هست،که نمی دانم.
می دانم،سبزه ای را بکنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج،من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت،من پر از فانوسم
من پراز نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه،از پل،از رود،از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست…

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

کاش بارانی ببارد
قلبها را تر کند بگذرد
از هفت بند ما صدا را تر کند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه
رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند بشکند
در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک بی بار دعا را
تر کند مثل طوفان بزرگ نوح
در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند
چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران که می بارد شما را تر کند

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

نیست هیچ بارانی اینجا
در کنار پنجره
من
حسرت یک قطره باران
آسمانی گرم و روشن
ابر ها
در کوچ فردا
با وجودش در زمستان
آرزوی نم نم آن
بس نگاهها آسمانی
نیست هیچ بارانی اینجا

با وجود باد خشمگین
شهر پیدا نیست هر جا
گرد و خاک هم در هوایش
می پرند

حیران و ویران
در خیالم
با نگاهش
نم نم باران چه زیبا

تا بشوید شهر تشنه
نیست هیچ بارانی اینجا

موج
در ساحل چه زیبا
می نشیند روی سنگها
قایق صیاد را او
می برد
در خواب و رویا
ماهیان رنگ رنگش
در دل دریا فراوان
منتظر
از ریزش آن
نیست هیچ بارانی اینجا

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

دیشب باران قرار با پنجره داشت
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک… چکار با پنجره داشت؟

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

بزن باران بهاری کن فضا را

بزن باران و تر کن قصه ها را
بزن باران که از عهد اساطیر
کسی خواب زمین را کرده تعبیر
بشارت داده این آغاز راه است
نباریدن دلیل یک گناه است
بزن باران به سقف دل که خون است
کمی آنسوتر از مرز جنون است
بزن باران که گویی در کویرم
به زنجیر سکوت خود اسیرم
بزن باران سکوتم را به هم زن
و فردا را به کام ما رقم زن
بزن باران به شعرم تا نمیرد
در آغوش طبیعت جان بگیرد
بزن باران،بزن بر پیکر شب
بر ایمانی که می سوزد در این تب
به روی شانه های خسته ی درد
به فصل واژه های تلخ این مرد
بزن باران یقین دارم صبوری
و شاید قاصدی از فصل نوری

بزن باران،بزن عاشق ترم کن
مرا تا بی نهایت باورم کن

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

ببار ای آسمان،
من کویری خسته ام
پر از خار و خاشاکم،
گلی در بستر خویش ندیده ام
خوب می دانم ، تو هم دل گرفته ای
بغض هایت را هدیه به رودخانه احساساتم کن
برای سر سبزی دلم لاله های واژگون را ابیاری کنم
مرغک اواز خوان در کویر من نمی ماند
سایه سارم نیست که مهمانش کنم .
ای اسمان ببار برکویر تشنه ام
دیگر از رقص طوفان شنها خسته ام
ببار که من کشتی به گل نشسته ام
چشم انتظار قطره ای باران نشسته ام
من کویری شوره زارم…
در انتظار باران…

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

بگذار تا ببارد باران
باران وهمناک
در ژرفی شب
این شب بی پایان
بگذار تا ببارد باران
اینک نگاه کن
از پشت پلک پنجره
تکرار پر ترنم باران را
و گوش کن که در شب
دیگر سکوت نیست
بشنو سرود ریزش باران را
کامشب به یاد تو می آرد
گویی صدای سم سواران را
امشب صفای گریه من
سیلاب ابرهای بهاران است
این گریه نیست
ریزش باران است
آواز می دهم
ایا کسی مرا
از ساحل سپیده شبها صدا نزد ؟
از پشت پلک پنجره می دیدم
شب را و قیر گونه قبایش را
دیدم نسیم صبح
این قیر گونه گیسوی شب را
سپید میسازد
و اقتدار قله کهسار دوردست
در اهتزاز روشنی آفتاب میخندد
در دوردستها
باریده بود بارانی
سنگین و سهمناک
و دست استغاثه من
سدی نبود سیل مهیبی را که می آمد
و آخرین ستون
از پایداری روحم را
تا انتهای ظلمت شب
انتهای شب می برد
آری کسی مرا
از ساحل سپیده شبها صدا نزد

free2 شعر های زیبا برای روز بارانی

شعر باران
می توان در قاب خیس پنجره
چک چک آواز باران را شنید
می توان دلتنگی یک ابر را
در بلور قطره ها بر شیشه دید
می توان لبریز شد از قطره ها
مهربان و بی ریا و ساده بود
می توان با واژه های تازه تر
مثل ابری شعر باران را سرود
می توان در زیر باران گام زد
لحظه های تازه ای آغاز کرد
پاک شد در چشمه های آسمان
زیر باران تا خدا پرواز کرد.

 

نقش گناهان در قطع باران...

گرچه خداوند فيّاض است و بُخل و امساك در ذات مقدسش راه ندارد، اما از آن‌جا كه

براي تحقق هر پديده‌اي، علاوه بر فاعليت فاعل، قابليت قابل نيز شرط است و نزول

رحمت حق براساس شايستگي‌ها مي‌باشد، نعمت‌هاي الهي تا زماني نصيب

انسان‌ها مي‌گردد كه قدر آن دانسته شود و يا به وسيله‌ي آن گناه و نافرماني نگردد.

خداوند رازق، بلكه رزّاق است اما اين رزّاقيت تا هنگامي است كه ماشكرگزار

نعمت‌هاي داده شده باشيم و در مسير تقوا و خداترسي قدم برداريم و با گناه و

معصيت الهي موجبات قطع نعمت‌هايش را فراهم نكنيم. درياي بخشش خداوند

هميشه مي‌جوشد و اقيانوس كرمش ساحلي ندارد. اما گاهي ناقابليت‌هاي ما

بندگان، مانع از تداوم لطف و رحمتش مي‌گردد.
 
يكي از نعمت‌هاي بزرگ الهي، نعمت باران است كه اگر نبارد مشكلات عديده‌اي براي

ملت‌ها در پي دارد. اين نعمت الهي متأسفانه در برخي از نقاط كشور در حال قطع

شدن و يا كم شدن است و در اين راستا، شهرستان ما نيز از آن مستثني نيست و

اين محروميت، علّتي جز كثرت گناه و معصيت ندارد. زيرا اين يك امر مسلم عقلي و

قرآني است كه اگر شايستگي‌ها فراهم باشد، حتماً شاهد نزول و يا تداوم فيض الهي

خواهيم بود و عدم فيض الهي، علتي جز عملكرد ما بندگان ندارد.
 
اگر به واقعيات جامعه‌ي خودمان نظري بيفكنيم، بي‌شك به حقيقت آن‌چه گفته شد،

پي خواهيم برد. برخي از گناهان متأسفانه در ميان ما رواج دارد و بعضاً قباحت و

پستي آن از بين رفته است. گناهاني مانند: بدحجابي، ترك نهي از منكر،

مشروب‌خواري، بي‌غيرتي نسبت به ناموس خود، رشوه‌خواري، دنيا گرايي و غفلت از

آخرت، قسم‌هاي دروغ در معامله، ترك خمس و زكات، بي‌توجهي به محرومان، غيبت،

ريا و خودنمايي، ترويج فرهنگ غرب، رواج آهنگ‌ و فيلم‌هاي مبتذل، بي‌مبالاتي در

مراسم عروسي‌ها و عدم رعايت حدود الهي، حرام خواري، بي‌توجهي به تربيت

مذهبي فرزندان، چشم چراني و نگاه ناپاك به ناموس ديگران و بسياري از گناهان

ديگر.
 
آيا با اين وضعيت ناپاك كه برخي از ماها دچار آن شده‌ايم، بازهم بايد منتظر نزول

رحمت حق و باران او باشيم؟ آيا انجام اين گناهان كافي نيست كه خشم خدا بر ما

فرود آيد؟ متأسفانه هر گاه سخن از نقش گناهان در قطع باران مطرح مي‌شود، همه

آن را تأييد مي‌كنيم اما هر كس ديگري را گناهكار مي‌داند وخود را پاك و منزه

مي‌شمارد و فكر مي‌كند هر چه پيش آمده به سبب گناه ديگران است، در حالي كه

همه گناه كاريم و همه بايد در خلوت خويش استغفار كنيم و به اصلاح عملكرد خود

بپردازيم. وگرنه تا خودمان را اصلاح نكنيم و از گناهاني كه كم و بيش انجام مي‌دهيم،

دست برنداريم بايد منتظر تداوم خشم الهي و قطع نعمت‌هاي او باشيم. اين كه گناه

نقش فراواني در عدم نزول باران دارد، سخني نيست كه نويسنده‌ي اين سطور مدعي

آن باشد، بلكه حقيقتي است كه پيشوايان ديني ما به آن تصريح كرده‌اند و آيات و

احاديث ما سرشار است از اين حكمت‌ها.
 

چنان‌چه امام باقر(ع) در اصول كافي ج3 ص 373 در ضمن حديثي به اين مطلب اشاره

كرده و مي‌فرمايد:

«اِنَّهُ ما مِنْ سَنَهٍ اَقَلُّ مَطَراً مِنْ سَنهٍ و لكِنَّ ا..َ. يَضَعهُ حَيْثُ يَشاءُ اِنَّ ا... عَزَّ وجَلّ اِذا

عَمِلَ قَوْمٌ بِالمَعاصي صَرَفَ عَنْهُمْ ما كانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ في تِلْكُ السَّنهِ اِلي غَيْرِ

هِمْ.

هيچ سالي كم باران‌تر از سال ديگر نيست، ولي خدا باران را به جايي كه خواهد

مي‌فرستد. چون مردمي مرتكب گناهان شوند خداي عزوجل باراني را كه در آن سال

براي آن‌ها مقدر فرموده از آن‌ها برگرداند و به مناطق ديگر فرستد.»

در این زمانه

اين زمانه هيچ‌كس خودش نيست

كسي براي يك نفس خودش نيست
همين دمي كه رفت و بازدم شد
نفس ـ نفس، نفس ـ نفس خودش نيست
همين هوا كه عين عشق پاك است
گره كه خود با هوس خودش نيست
خداي ما اگر كه در خود ماست
كسي كه بي‌خداست، پس خودش نيست
دلي كه گرد خويش مي‌تند تار،
اگرچه قدر يك مگس، خودش نيست
مگس، به هركجا، به‌جز مگس نيست
ولي عقاب در قفس، خودش نيست
تو اي من، اي عقاب ِ بسته‌بالم
اگرچه بر تو راه ِ پيش و پس نيست
تو دست‌كم كمي شبيه خود باش
در اين جهان كه هيچ‌كس خودش نيست
تمام درد ِ ما همين خود ِ ماست
تمام شد، همين و بس: خودش نيست
قیصر امین پور

رازِ زندگی

غنچه با دلِ گرفته گفت؛

((زندگی

لب ز خنده بستن است

گوشه ای درونِ خود،نشستن است)).

گُل گفت؛

((زندگی ، شکفتن است

با زبانِ سبز، راز گفتن است))

گفت و گوی غنچه و گُل از درون باغچه

باز هم به گوش میرسد

تو چه فکر میکنی؟

راستی کدام یک درست گفته اند؟

من که فکر می کنم

گُل به رازِ زندگی اشاره کرده است

هر چه باشد او گُل است

گُل ، یکی دو پیراهن

بیشتر ز غنچه پاره کرده است....


((زنده یاد قیــــــــصـــــــر امیـــــــن پور))

زِ ورزش میاسای

زِ ورزش مَیاسای


تَنِ زنده والا به وَرزَندگی است         که ورزندگی،مایه ی زندگی است

به سختی دهد مردِ آزاده، تَن         که پایانِ تن پروری،بندگی است

کسی کو توانا شد و تندرست        خِرَد را ب مغزش فروزندگی است

زِ ورزش، مَیاسای و کوشنده باش    که بُنیادِ گیتی به کوشندگی است

نیاکانت را ورزش آن مایه داد           که شهنامه زایشان به تابندگی است

تو نیز از نیاکان، بیاموز کار             اگر در سَرَت شورِ سرزندگی است


((محمّد تقی ملک الشّعرا بهار))

دوستی

بدان، ای پسر که مَردمان تا زنده اند از دوستان ناگزیرند که مَرد اگر بی برادر

باشد بِه که بی دوست، از آنکه حکیمی را پرسیدند که دوست بهتر یا برادر؟

گفت؛ برادر نیز،دوست بِه.

پس به کارِ دوستان اندیشه کن و دوستی ایشان به مردی و احسان،تازه دار

وچون دوستِ نو گیری، پشت بر دوستانِ کُهَن مَکُن. دوست، همی طلب و

دوستان کُهَن را بر جای همی دار تا همیشه بسیار دوست داشته باشی و

دیگر با مَردمانی که با تو به راه دوستی روند و ((نیم دوست)) باشند،

نیکویی و سازگاری کن و در هر نیک و بد ، به ایشان مُشَفِق باش تا چون

از تو مَردمی بینند،دوستِ یکدل شوند.


((عنصرالمعانی کیکاووس ، قابوس نامه))

دوست داشتن


دیروز ها کسی را دوست داشتیم
این روزها دلتنگیم...
این روزها تنهاییم
تنها
فردا باز هم کسی را دوست خواهیم داشت
و فردا های دگر باز هم داستان تکرار میشود

تمام عمر ما به همین سادگی گذشت
و هنوز نیافتیم دوست داشتن چیست ؟؟؟

همه دوست داشتن را خاص میخواهیم
همه دنبال مخاطب خاص هستیم
ولی دوست داشتن یعنی ...

" دوستت دارم بدون دلیل و بی نیاز از جبران "

 - حمید   افشارلو قزوینلی, ,زنگانلی آیخان  کیشی,جهان سراسکندلی,نی نی ناز مسدودی آزربایجان قیزی, ,آغشین تورک اوغلی,هنگامه ,حامد شریعتی,نسیم بهارلی ,کورشاد ,فراز ,اراز سرابلی ,ماهسون کرمزی گول,سانای دومان قیزی,آی  اولدوز,شیما قشقایی,ارکین آوشارلی,امیر های,

 -  ,فرشته مانی,ایوانا دروگر,مسیحا مهدیار ,عکـس هـای زیبــا ،لیلی,گلاره نصر,صدا مراد,ثنا رضایی,فراز ,محدثه تورک,دوزلو اوغلان وحید شکرزاده,ماهنی 7,عسل ,سعید ق,آزاد یاشا,دومان بولوت اوغلو,آرایلی ,رویا روسونری,قرنفیل  ,

 -  ,سجاد ,ادریس مجتبایی,ائلمان  تبریزلی,فراز ,ادریــــــــــــس ,دُخمَــ ـلِ بــ ـآ بــ ـآیـﮯ, اف دی افن میر حامد حسینی,یامور , ,پـــــــــرهام ,آیدین سردار آیدین سردار,علی تورک اوغلان, ,

 - نمیدونم زندگی, ,مصطفی صابری,فراز , ,سعید مسکنی,                                 , ,نیما ق تورک اوغلان,نیما ,حبیب خان,

زیارت عاشورا


اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلاٰمُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِالْمُؤْمِنين ، وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسٰاءِ الْعٰالَمينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَاللهِ وَابْنَ ثارِەِ ، وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلاٰمُ اللهِ اَبَداً مٰا بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ،يا اَباعَبْدِاللهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلىٰ جَميعِ اَهْل ِالْاِسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمٰوٰاتِ عَلىٰ جَميعِ اَهْلِ السَّمٰوٰاتِ، فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَسٰاسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ ، وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللهُ فيهٰا ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ ، وَ لَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُم ، بَرِئْتُ اِلَى اللهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ ، وَ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِيٰائِهِمْ ، يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ،وَ لَعَنَ اللهُ آلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ،وَ لَعَنَ اللهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللهُ ابْنَ مَرْجٰانَةَ ، وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللهُ شِمْراً ، وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ ، بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى ، لَقَدْ عَظُمَ مُصٰابى بِكَ ، فَاَسْئَلُ اللهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ ، وَاَکْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، اَللّٰهُمَّ ٱجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ ، يا اَبا عَبْدِاللهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللهِ وَ اِلىٰ رَسُولِهِ ، وَاِلىٰ اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلىٰ فاطِمَةَ ، وَاِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ ، وَبِالْبَرائَةِ مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ ، وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَسٰاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَيْكُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ ،مِمَّنْ اَسَسَّ اَسٰاسَ ذٰلِكَ وَبَنىٰ عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرىٰ فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِہِ عَلَيْكُمْ وَعَلىٰ اَشْيٰاعِكُمْ ،بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوٰالاتِكُمْ وَمُوالاةِ وَلِيِّكُمْ ،وَبِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر ائَةِ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ ، اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عادٰاکُمْ ، فَاَسْئَلُ اللهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِيٰائِكُمْ ،وَرَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ ، اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَ الْاٰخِرَةِ ، وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ، وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثاریکُم مَعَ اِمامٍ مَهْدیٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ ، وَ اَسْئَلُ اللهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَەُ اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ ،اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ،مُصيبَةً مٰا اَعْظَمَهٰا وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمٰوٰاتِ وَالْاَرْضِ،اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هٰذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ ،اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيٰاىَ مَحْيٰا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَ مَمٰاتى مَمٰاتَ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ اِنَّ هٰذا يَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آکِلَةِ الْاَکْبٰادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ ، عَلىٰ لِسٰانِكَ وَ لِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ ، اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعٰوِيَةَ ،وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ ، عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ، وَهٰذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زيٰادٍ وَآلُ مَرْوانَ ، بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِ،اَللّٰهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ [الاَْليمَ] ، اَللّٰهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هٰذَالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هٰذا وَ اَيّامِ حَيٰوتى بِالْبَراَّئَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ ، وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ پس مى گوئى صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ ، وَشٰايَعَتْ وَبٰايَعَتْ وَتٰابَعَتْ عَلىٰ قَتْلِهِ ، اَللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً پس مى گوئى صد مرتبه : اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ ، وَعَلَى الْاَرْوٰاحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهٰارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيٰارَتِكُمْ ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ ، وَعَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَوْلادِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَيْن پس مى گوئى : اَللّٰهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ،ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللهِ بْنَ زِيٰادٍ وَابْنَ مَرْجٰانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ پس به سجده مى روى ومى گوئى : اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاكِرينَ لَكَ عَلٰى مُصابِهِمْ ، اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلٰى عَظيمِ رَزِيَّتى ، اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ ، وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْن ،ِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ.

مُــــــــحَرم

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا



             خیلی خیلی خیلی خیلی برای بودنت توی تک تک لحظات زندگیم و نگاه خاصی ک بمن داری ازت ممنونم....

مولانا

راه های تشخیص عشق از هوس


عشق یا هوس؟ سؤالی که قدمتی به اندازه خود عشق دارد و همیشه یکی از دغدغه‌های فکری افراد بوده ‌است؛ مثلا اینکه وقتی کسی به ما ابراز عشق می‌کند آیا واقعا دوستمان داردیا تنها از سر هوس و تمایلی که به جنس مخالف دارد از کنار ما بودن لذت می‌‌برد؟

 

احتمالا شما هم زیاد شنیده‌اید که دو نفر با عشق ازدواج کرده‌اند اما بعد از مدت کوتاهی کارشان به طلاق کشیده ‌است و هرچه محبت داشته‌اند زیر پا له کرده‌اند؛ اما اشتباه نکنید عشق نمی‌تواند به این  سرعت و تنها  در یک مدت کوتاه از بین برود.

 

بدون شک آنچه در این ازدواج‌ها عشق ‌نامیده‌اند تنها هوسی زودگذر بوده‌ که در ابتدا با ظاهر عشق خود را نمایان کرده‌‌است. اما واقعا چطور می‌توان مرز میان عشق و هوس را مشخص کرد. مسلما کار راحتی نیست اما ناممکن هم نیست. در اینجا سعی کرده‌‌ایم تفاوت‌های عشق و هوس را در سه رکن اصلی رابطه از زبان شري و باب استرتف(زوج روانشناس مشهور) براي تشخيص عشق واقعي برای‌تان بیان کنیم تا شاید بتوانید این دو را کمی از هم تشخیص دهید.



عشق
عمیق است و غیرقابل توصیف و تمایلی تمام ناشدنی به سمت معشوق است تا جایی که می‌توان آن را از دوست داشتن متمایز کرد. برای عاشق  حالت‌ها و لذت‌های خودش مهم نیست بلکه تنها به‌دنبال تامین خواست معشوق است. عشق عزت و احترام دارد و اين احترام از روي بي‌نيازي و بزرگي عشق حاصل مي‌شود و عاشق هیچ‌گاه خود را حقیر نمی‌بیند.

هوس
احساسی است که خیلی از اوقات در نگاه اول با عشق اشتباه گرفته می‌شود در حالی که تنها یک احساس ناگهانی و زودگذر نسبت به کسی است که شاید فرد او را به خوبی نشناسد. این احساس با عشق اشتباه گرفته می‌شود چراکه به شدت فرد را جذب می‌کند در حالی که محور آن چیزی جز  لذت نیست.

درباره آينده حرف​مي​زند يا عشق؟

وقتي عشق است
او می‌تواند به‌راحتی با شما درمورد مسائل زندگی مثل مسائل مالی، بچه‌ها و چیزهایی که او را می‌ترساند با شما صحبت کند چراکه برای او مهم‌ترین هدف پیش بردن زندگی و بهبود آن به همراه شماست.
او می‌تواند با شما بحث کند و درنهایت هم نقاط مشترکی پیدا کند که بتوانید به تفاهم برسید؛ هیچ وقت فراموش نکنید که  بحث کردن نشانه این است که شما دو نفر توانایی این را دارید که با هم حرف بزنید.
او با شما کاملا صادق و راحت است و می‌تواند به آسودگی در مورد احساساتش صحبت کند.

وقتي هوس است
او چیز زیادی درمورد شما نمی‌داند تنها از رنگ مورد علاقه‌تان اطلاع دارد و می‌داند در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌اید. بیشتر اوقات هم از پرسیدن سؤالات عمیق درمورد شما طفره می‌رود از ترس اینکه مبادا جواب خوبی به او ندهید یا چیزهایی بفهمد که به سلاحش نیست.
او کمتر با شما درمورد احساساتش صحبت می‌کند و از شما هم چندان توقع ندارد که احساسات زیادی نشان دهید. همچنین سعی می‌کند تا حد ممکن هیچ بحثی بین شما پیش نیاید تا مبادا دلخوری و رنجشی پیش بیاید. اگر خطایی از یکی از شما سر بزند هیچ‌کدام چندان تمایل ندارید که دیگری را ببخشید.

پشت شما مي​ايستد يا فرار مي​کند؟

وقتي عشق است
در تمام بحران‌ها محکم پشت شما می‌ایستد و برایش مهم نیست که این ایستادگی می‌تواند چه عواقبی را به بار آورد.
او حاضر است از خواسته خود بگذرد و خود را قربانی کند تا بتواند شما را خوشحال کند.
او کاملا فردی قابل‌اعتماد و صادق است که هیچ رازی را از شما پنهان نمی‌کند و به قول معروف دلش صاف است و حرف و دلش یکی است. او سعی می‌کند خود را به  لحاظ احساسی، جسمانی و ذهنی کاملا با شما هماهنگ کند.
او همان‌قدر که یک عاشق شما را ستایش می‌کند، دوست خوبی هم برای‌تان است.

وقتي هوس است
وقتی اوضاع کمی سخت شود او هم ترجیح می‌دهد به جای اینکه خودش را جلو بیندازد فرار را برقرار ترجیح ‌دهد.
او نشان داده‌ است که خیلی قابل اطمینان نیست و شما بهتر است به جای اینکه به او امید ببنديد خودتان از پس کارهای‌تان بربیایید.
او گاهی به شما دروغ‌‌هایی می‌گوید مثلا درمورد اینکه کجا بوده‌ است، پنهان‌کاری می‌کند یا دروغ می‌گوید و تنها زمانی حاضر به گفتن حقیقت می‌شود که شما مچش را بگیرید.
صمیمیت بین شما آنقدرها زیاد نیست و او تنها کمی نسبت به شما کشش جسمانی دارد، از طرف دیگر بیشتر جمع‌های دونفره‌تان به خنده و مسخره بازی می‌گذرد.او در موقعیت‌های متعدد ثابت کرده‌است که اصلا شخصیت قابل اعتمادی نیست.

شما را براي خودتان مي​خواهد يا براي خودش؟

وقتي عشق است
او تمام ایرادها و عیب‌های شما را به‌خوبی می‌بیند ولی می‌تواند به‌راحتی آنها را قبول کند و مشکلی با آنها نداشته‌ باشد.
او پشتیبان خوبی برای شماست و می‌تواند مشوق فعالیت‌های ‌شما در زمینه‌های موردعلاقه‌تان باشد. او شما را تشویق می‌کند که برای خودتان هویتی مستقل داشته‌ باشید.
او برای گوش‌کردن به حرف‌های شما وقت می‌گذارد و سعی می‌کند آنها را درک کند و از نقطه نظر شما هم به مسائل نگاه کند.

وقتي هوس است
او و شما در مقابل دیگران به راحتی از یکدیگر انتقاد می‌کنید و ایرادهای همدیگر را به رخ می‌کشید.
او آن‌چنان که باید به شما فضا نمی‌دهد که بتوانید به فعالیت‌های موردعلاقه‌تان بپردازید.
خودش چندان به زندگی دور از شما علاقه‌ای ندارد و ترجیح می‌دهد تمام دقایق روز را در کنار شما باشد.سعی می‌کند کاری کند که شما به سبک  و با استانداردهای او زندگی کنید؛ حتی دوست دارد به شما شکل دهد تا همان کسی شوید که او می‌‌خواهد و هویتی داشته‌ باشید که او دوست دارد.



زبان بدن مردان عاشق

رفتار شماره یک:
وقتی چشم در چشم می‌شوید او کمی سرش را به سمت راست یا چپ کج می‌کند.
کج کردن سر یک حرکت کاملا ناخودآگاه  در مردان است که وقتی نسبت به زنی احساس نزدیکی می‌کنند از خود نشان می‌دهند. این حرکت و ژست را زمانی مردها نشان می‌دهند که به زنی علاقه‌مند شده‌اند ولی خودشان این شجاعت را ندارند که جلو بروند و علاقه‌شان را ابراز کنند و از زن خواستگاری کنند. درواقع او با کج‌کردن سر، خود را آسیب‌پذیر نشان می‌دهد تا بتواند دردسترس‌تر باشد يا شاید می‌خواهد خود را مجذوب‌تر نشان دهد.

رفتار شماره 2:
اگر زماني به شما نگاه می‌کند خیلی سریع شانه‌هایش را  به سمت بالا جمع می‌کند و به سمت جلو می‌دهد.
در این حالت احتمالا شما حرکتی انجام داده‌اید که او توجهش به سمت شما جلب شده‌ است. وقتی مردی رفتارهای یک زن را تحسین می‌کند و او را مورد مناسبی برای ازدواج می‌داند کاملا ناخودآگاه شانه‌هایش را به سمت جلو می‌آورد و جمع می‌کند. این حرکت در مردان نشان‌دهنده محبت عمیقی است که در دل داشته و دوست دارند به نوعی آن را ابراز کنند، ‌حتی در زندگی زناشویی هم وقتی مردی از همسرش حرکتی تحسین‌آمیز می‌بیند، ولی غرورش اجازه نمی‌دهد آن را ابراز کند شانه‌هایش را به سمت جلو جمع می‌کند (شبیه آغوش‌کشیدن)، در این مواقع می‌توانید برای خوشحال‌کردن همسرتان، شما هم به‌طور کلامی علاقه خود را به او نشان دهید.

نكته مهم
يک عاشق می‌تواند با شما بحث کند و درنهایت هم نقاط مشترکی پیدا کند که بتوانید به تفاهم برسید؛ هیچ وقت فراموش نکنید که  بحث کردن نشانه این است که شما دو نفر توانایی این را دارید که با هم حرف بزنید.


تأثیر پدر بر رشد روانی دختر-(منبع: سایت بیتوته)

آنچه پدران باید درباره طرز برخورد با دخترشان بدانند:هنوز از زمانی که پدرها نقش رییس خانه را بازی می‌کردند، مدت زیادی نگذشته. اما این روزها برخلاف آن روز و روزگار، پدرها به فرزندان‌شان بسیار نزدیک‌تر شده‌اند….

روان‌شناسان می‌گویند اینکه پدر هم به اندازه مادر برای رشد روانی کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندان‌شان می‌تواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود، از مسائلی است که این روزها زیاد در روانشناسی مورد بحث قرار می‌گیرد. مرد چون در میان کودک و مادر قرار دارد ـ هم به موجب حضور فیزیکی و هم به موجب جایگاه روانی خود ـ به کودک این اجازه را می‌دهد که هویت خاص خود بیابد. پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی می‌کند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر، او را به سمت بیرون گرایش می‌دهد و در کنار دادن حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیت‌ها را می‌دهد.

پدر برای دختر بر خلاف پسرها نوعی «تایید» است و روابط بین آن دو به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد. مهم این است که معمولا این رابطه که از همان ماه اول تولد آغاز می‌شود همیشه تعادل ندارد و گاهی یک رابطه بسیار نزدیک و عاطفی و گاهی یک رابطه با فاصله بین پدر و دختر شکل می‌گیرد.

وقتی آزمایشات، باروری یک خانم را تایید می‌کند همسر او در رابطه با دختر یا پسر بودن فرزندش تفکر می‌کند. اما وقتی در سونوگرافی جنسیت جنین مشخص می‌شود هر یک از زن و مرد به شکل گوناگون در رابطه با فرزندش تفکر کرده و نگرانی، برنامه و خواست‌های مخصوص به خودش را دنبال می‌کند. اگر پدر در محیطی پدرسالار بزرگ شده باشد که در آن ارجحیت با پسر بوده است معمولا مرد از اینکه جنسیت فرزندش دختر است، ناراحت خواهد شد. اگر این حس به قدری شدید باشد که بعد از تولد هم ادامه یابد احتمال دارد فرزند دختر به دلیل جنسیت خود در خانواده تحقیر شود.

خوشبختانه روزگار عوض شده است. بسیاری از مردان به داشتن دختر افتخار می‌کنند چون زنان نیز توانسته‌اند مانند مردان تحصیل و کار کنند و سبب افتخار پدر شوند

رابطه پدر با دختر و تاریخچه زندگی

گاهی نوعی رابطه دختر و پدر به تاریخچه زندگی شخصی پدر هم بازمی‌گردد. برخی مردان دوست دارند همان رابطه‌ای را با دخترشان ایجاد کنند که با مادرشان داشته‌اند و برخی دیگر عشقی را نثار او می‌کنند که نتوانسته‌اند تجربه کنند. نکته مهم اینجاست که پدر در ارتباط با دختر گذشته را رها کند و سعی نماید در زمان حال زندگی کند. برخی مردان از داشتن دختر خوشحال می‌شوند چون رابطه خوبی با پدر خود نداشته‌اند. برای این دسته از افراد داشتن پسر به معنی تبدیل شدن به همان پدری است که آنها در کودکی از او خرسند نبوده‌اند. در حالی که داشتن دختر سبب می‌شود وزن تاریخ گذشته سبک‌تر شده و مرد بتواند رابطه جدیدی با فرزند خود ایجاد کند.

پدر به دختر دنیا را می‌شناساند

پدر برای دختر و پسر حکم کسی را دارد که بین فرزند و مادر جدایی می‌اندازد. مادر فرزند را به دنیا می‌آورد و پدر دنیا را به او می‌شناساند. در واقع پدر غریبه شناسانده شده‌ای است که او را از دستان قدرتمند مادر جدا کرده و در پناه خود به او هویتی مستقل در جهان می‌بخشد. در واقع این پدر است که دختر را به سمت دیگران فرستاده و به او دویدن و پریدن و دیگر توانایی‌های فیزیکی را می‌آموزاند. وی همچنین حامی همیشگی دختر در فعالیت‌های اجتماعی و هوشی است و به تربیت و آموزش او اهمیت زیادی می‌دهد. در ضمن پدر اولین مردی است که به عنوان نمونه جنس مذکر دختر با او آشنا می‌شود

عقده ادیپ و عقده الکترا

سن 3 تا 6 سالگی اصطلاحا سن عقده ادیپ نام دارد. عقده ادیپ به رابطه بین پسر و مادر اشاره دارد و معادل آن در رابطه بین دختر و پدر، عقده الکترا نامیده می‌شود. این مرحله، مرحله‌ای ساختاری برای رشد کودک است. در صورتی که این مرحله به خوبی گذرانده شود و تعادلات هورمونی برقرار شود، دختر بچه قادر خواهد بود در سن بلوغ دوست‌دار جنس مذکر باشد. در واقع در این سن دختر عشقی را نسبت به مادر خود احساس می‌کند و فورا به حضور یک جداکننده خود از مادرش یعنی پدر پی می‌برد. پدر که از نظر او غریبه‌ای است که مادر را به سمت خود جلب می‌کند و مایه شادی او است، او را ناراحت می‌کند چون عشق مادر نسبت به او را کاهش داده است. در این مرحله دختر در تضاد با مادر قرار می‌گیرد و سعی می‌کند عشق پدر را به جای مادر به سمت خود جلب کند. در همین موقع است که متوجه می‌شود مادر او، همسر پدر و مورد علاقه اوست. مهم‌ترین وظیفه پدر در این سن مقابله با دختر و روشن کردن این مساله برای اوست که او جایگاه فرزندی دارد و نمی‌تواند جای همسر او باشد. در واقع در این مرحله ادیپ دختر ابتدا با از دست دادن عشق مادر و سپس پدر ـ برخلاف پسر که عشق مادر را از دست نمی‌دهد ـ بزرگ می‌شود.

والدین الگو هستند

پیروز شدن کودک برعقده ادیپ یا الکترا به نوع رفتار زوجین بستگی دارد. نقش مهم پدر جدا کردن دختر از مادر و پس از آن ارزش نهادن به او به عنوان دخترش است. دختر به پدری نیاز دارد که او را دوست داشته باشد و در ضمن با عشق ورزیدن به مادر به دختر بیاموزد که باید تبدیل به زنی دوست‌داشتنی توسط مرد در آینده شود. مردی که به همسرش اظهار عشق نمی‌کند این احساس را به دختر آموزش نداده و عشق را در آینده در او خفه می‌کند.


آیا مجرد ماندن و نداشتن رابطه جنسی برای بدن مضر است؟

نرخ مرگ و میر در افرادی که ۲ بار در هفته به ارگاسم میرسند، نصف افرادی است که در طول ماه تنها یک مرتبه ارگاسم را تجربه میکنند.



در زیر به فواید رابطه جنسی اشاره می شود:


۱- بهبود حس بویایی: پس از رابطه جنسی ترشح هورمون پرولاکتین افزایش مییابد. این هورمون سبب

میگردد تا سلول های بنیادی مغز نورونهای جدیدی را در پیاز بویایی مغز ایجاد کنند. (در دوران شیردهی نیز

این بهبودی حس بویایی در زنان مشاهده میگردد)

۲- کاهش ریسک بیماریهای قلبی: داشتن بیش از ۳ نوبت رابطه جنسی در طول هفته ریسک ابتلا به

بیماری های قلبی را درمردان به نصف کاهش میدهد. رابطه جنسی کلسترول بد خون را نیز کاهش میدهد.

۳- کاهش وزن و تناسب اندام: رابطه جنسی یک نوع فعالیت بدنی است. یک رابطه جنسی پرحرارت ۲۰۰کالری انرژی می سوزاند، یعنی معادل ۱۵ دقیقه دویدن بروی دستگاه ترد میل(دو ثابت). ضربان قلب فرد

برانگیخته (از لحاظ جنسی) از ۷۰ بار در دقیقه به ۱۵۰ بار در دقیقه افزایش می یابد. انقباضات حین رابطه

جنسی باعث تمرین و درگیر شدن عضلات لگن، رانها، باسن، بازوها، گردن و قفسه سینه میگردد.

پلاسمای منی مردان حاوی هورمونهای تحریک کننده غدد تیروئید میباشد، که میتواند باعث افزایش

متابولیسم پایه در زنان و کاهش وزن آنان گردد.

۴- رابطه جنسی باعث افزایش تولید هورمون تستوسترون میشود: این هورمون باعث محکمتر

شدن عضلات و استخوانها میگردد.

۵- کاهش افسردگی: زنانی که از لحاظ جنسی فعال بوده و شریک جنسی آنان نیز از کاندوم استفاده

نمی کنند، کمتر مستعد افسردگی میباشند. هورمون پروستاگلاندین موجود در منی مردان بوسیله دستگاه

تناسلی زنان جذب گردیده و باعث تعدیل هورمونهای زنانه می شود. منی مردان حاوی هورمونهای استروژن

و پروژسترون میباشد که هر دوی آنها در بهبود خلق موثر میباشند. زنانی که در معرض منی شوهران خود

قرار دارند (رابطه جنسی بدون کاندوم) شادتر میباشند. (البته حاملگی ناخواسته و عدم ابتلا به بیماریهای

مقاربتی بایستی در اولویت باشد)

۶- تسکین درد: درست قبل از ارگاسم (اوج لذت جنسی) سطح هورمون اکسی توسین به ۵ برابر سطح

نرمال افزایش می یابد. این هورمون باعث ترشح آندورفین (ضد درد طبیعی بدن) گردیده و هرگونه دردی را

تسکین میدهد. رابطه جنسی باعث ترشح هورمون استروژن نیز میگردد که میتواند دردهای قاعدگی را

کاهش دهد.

۷-سرماخوردگی کمتر: افرادی که ۱-۲ بار در هفته رابطه جنسی دارند، سطح پادتن ایمنوگلوبین A در بدن

آنها ۳۰ درصد بیشتر میباشد. این امر باعث تقویت سیستم ایمنی بدن میگردد.

۸- کنترل بهتر مثانه: رابطه جنسی تمرینات کگل طبیعی می باشند و باعث تقویت عضلات مثانه میگردد.
۹

- دندانهای سالم تر: پلاسمای منی (جذب شده از مخاط مهبل) حاوی روی ، کلسیم و دیگر مواد معدنی

میباشد که از پوسیدگی دندانها جلوگیری میکند. همچنین آداب برقراری رابطه جنسی ، دو شریک جنسی

را ملزم به رعایت اصول اولیه بهداشت از جمله مسواک زدن دندانها میکند.

۱۰- سلامت پروستات: برخی اورولوژیستها به رابطه میان تعداد انزال و سرطان پروستات اعتقاد دارند. برای

تولید مایع منی پروستات و کیسه منی موادی همچون روی ، اسید سیتریک و پتاسیم را از خون میگیرند و

آنها را تا ۶۰۰ برابر تغلیظ میکنند. در این بین هر عامل سرطان زای موجود در خون نیز ممکن است به همراه

این مواد و به همین میزان در پروستات تغلیظ و انباشته گردد.

رابطه جنسی و انزال مکرر میتواند از انباشته شدن عوامل سرطان زا در درون غده پروستات جلوگیری به عمل آورد. البته ثابت گردیده داشتن رابطه جنسی با چندین شریک جنسی میتواند سرطان پروستات را در مردان تا ۴۰ درصد افزایش دهد. (به خاطر افزایش ریسک ابتلا به بیماریهای منتقله از راه جنسی)
۱۱- افراط در رابطه جنسی برای زنان بی خطر است:
رابطه جنسی باعث سفت شدن عضلات شکم و باسن و بهبود ساختار قامتی در زنان میگردد. البته مشروط بر اینکه از بیماریهای مقاربتی ، حاملگی ناخواسته و هرگونه استرس خبری نباشد. زنان یائسه ای که از رابطه جنسی امتناع می ورزند ممکن است دچار آتروفی(تحلیل) مهبل و مقاربت دردناک گردند. تمام هورمونهایی که زنان یائسه به آنها نیاز دارند ، از طریق رابطه جنسی سالم با شوهرانشان قابل دریافت می باشد. (رابطه جنسی بدون کاندوم)
۱۲- اما افراط در رابطه جنسی میتواند برای مردان دردسر آفرین باشد: آلت تناسلی مردان ممکن است دچار خراشیدگی و یا تحریک پوستی گردد. همچنین در رابطه جنسی خشن و طولانی مدت بافت آلت تناسلی مردان میتواند دچار آسیب گردد. شل شدن آلت پس از نعوظ و انزال بی علت نیست. هنگام نعوظ آلت مرد از خون پر میگردد. اما پس از آن دیگر خونی در آلت جریان نمی یابد. برای جذب مجدد اکسیژن عضلات آلت بایستی شل گردند.
چنانچه شما اجازه ندهید تا آلت شل شده و استراحت کند، با این کار عضلات آلت را از دریافت اکسیژن کافی محروم کرده اید. در بیماری پریاپیسم (PRIAPISM) که در آن نعوذ دائمی پدید می آید، آلت ممکن است دچار مرگ سلولی گردد. به همین خاطر پریاپیسم یک اورژانس پزشکی محسوب میگردد.
۱۳- افزایش جریان خون: رابطه جنسی جریان خون به مغز و دیگر اعضای بدن را افزایش میدهد. بنابراین اکسیژن و مواد مغذی بیشتری به ارگانهای بدن رسیده و مواد زاید نیز سریعتر از بدن دفع میگردند.
۱۴- افزایش طول عمر: نرخ مرگ و میر در افرادی که ۲ بار در هفته به ارگاسم میرسند، نصف افرادی است که در طول ماه تنها یک مرتبه ارگاسم را تجربه میکنند.
۱۵- رابطه جنسی باعث افزایش سطح هورمون استروژن در زنان میگردد: این هورمون باعث انعطاف پذیری و لغزندگی بیشتر مهبل شده و زنان را در برابر بیماریهای قلبی محافظت میکند.
۱۶- رابطه جنسی در کاهش استرس و اضطراب بسیار موثر است: همچنین رابطه جنسی باعث بهبود کیفیت خواب میگردد.
۱۷- رابطه جنسی چنانچه با عشق توام باشد شفا بخش و درمانگر است: چنانچه کسی را دارید که برایتان اهمیت قائل بوده و دوستتان داشته باشد و در مقابل شما نیز برای وی اهمیت قائل بوده و دوستش داشته باشید ، از لحاظ احساسی و جسمی نیز با یکدیگر صمیمی باشید ، آنوقت ۳-۵ برابر کمتر در معرض خطر مرگ زودرس و یا ابتلا به بیماریهای گوناگون قرار خواهید داشت. بخشی از آن به خاطر اثرات مثبت لمس کردن می باشد. در آغوش گرفتن و نوازش کردن باعث تغییر در ترکیبات شیمیایی بدن شما می شود.
۱۸- رابطه جنسی سالم در افزایش اعتماد بنفس و عزت نفس
 زنان و مردان (خصوصا مردان) میتواند تاثیر بسزایی داشته باشد.


نظر من درباره شیعه و سنی...


من خودم خیلی از سنی ها رو دیدم ک پایبند تر از شعیه ها بودن توی همه آداب و اصول

دینی،نمونش همین نماز خوندن ما تا اذان میگه نمیریم سر نماز ولی خدا وکیلی راست

قبول ندارین فرهنگ احترام ب خدا و نماز و ارتباط با خدا در اونا قوی تر از ماها هست

من توی شهر خودمون اهل سنت داریم خیلی هم پایبند ب اصول و مقید هستن عوضش

شعیه دیدم اسمش شیعه هست فقد و هر کثافت کاری انجام میده ولی بزارید بگم توی هر قشر مذهبی سیاسی قومی اجتماعی خوب و بد هست ولی نباید ما بیاییم

بگیم طرف شیغه هست اینجوریه پس یا سنی هست اونطوری حتما ما همه توی

ی چیز مشــــــــترکیم اونم اعتقاد ب روز جزا اعتقاد ب خدا و پیغمبرش حالا سر خلافت

ی حرفایی هست ولی ماها اصل ول کردیم چسبیدیم ب فرع! اینا همه نظر منه

خواستم باشما در میون بزارم هرکسی ایده و نظر خاص خودشو داره ولی من بنظرم

سنی و شیعه نداره من ک هردوتاشونو دوس دارم بهشون احترام میزارم ب اعتقادات

سنی مسیجی یهودی بودایی ب همه اینا اهمیت میدم چرا؟! چون میبینم اونا هم ب

اعتقادات من احترام میزارن پس دلیلی نداره بخام باهاشو مثل ی ادم کافر رفتار کنم

البته بگم ادمای کافرم کافر کافر نیستن ک فقد چیزایی رو قبول دارن ک هیچ دینی

شایدبطور کامل باورشون نداشته باشه!

تفاوت ها و شباهت های مذهب سنی و شیعه را بنویسید؟

اختلاف اساسی شیعه و سنی برسد خلافت اسلامی و مرجعیت دینی است. اهل

سنت امامت را به عنوان رهبری اجتماع قبول دارند، ولی امامت به معنای مرجعیت

دینی و به معنی ولایت را نمی پذیرند. اهل تسنن برای هیچ کس حتی برای ابوبکر و

عمر و عثمان چنین منصبی را قائل نیستند، از این رو عصمت را در امام و خلیفه لازم

نمی دانند، ولی شیعه امامان خود را معصوم از خطا می دانند. از این رو استاد

مطهری(ره) اختلاف سنی و شیعه را در بحث امامت ریشه ای می داند و می گوید:

"آن چیزی که شیعه به نام امامت معتقد است، غیر از آن چیزی است که آن ها به نام

امامت معتقدند. آن چه اهل تسنن به نام امامت معتقدند، یک شأن دنیایی امامت

معتقدند. امام همان حاکم میان مسلمین، فردی از افرادی مسلمین که باید او را برای

حکومت انتخاب کنند. آن ها بیش از حکومت بالا نرفتند، ولی امامت در شیعه مسئله

ای است تالی تلو (مقارن) نبوت و بلکه از بعضی از درجات نبوت بالاتر است". (1)

بر این اساس امامت از نظر شیعه جزء اصول دین است، ولی نزد اهل سنت از فروع

دین محسوب می شود، زیرا امامت از منظر اهل سنت در حد رهبری سیاسی

مسلمانان بعد از پیامبر است.

در این صورت یک مسئلة فرعی مثل نماز خواهد بود، اما امامت در شیعه مفهومی

است نظیر نبوت. در حقیقت ولایت ادامه نبوت است. این از رو باید در کنار نبوت به

عنوان یکی از اصول دین مطرح گردد.

اختلاف دیگر سنی و شیعه در مورد صحابه رسول الله است. اهل سنت معتقدند همه

صحابه عادل اند. ابن حجر می گوید: "اهل سنت اجماع دارند بر این که همة صحابه

عادل اند و در این مورد جز بدعت گزاران مخالفتی ندارند".

اما شیعه معتقد است در صحابه منافق نیز وجود داشته و آیه "افک" گواه بر این مدعا

است. از طرفی ملاک جدایی مؤمن و منافق را پیامبر اکرم(ص) محبت امام علی و

بغض آن حضرت قرار داده اند.

از این رو هر کس بغض علی(ع) را داشته باشد و با او بجنگد، منافق خواهد بود و در

این جهت فرقی بین صحابه و غیر صحابه نیست.

شایان یاد آوری است که امروزه برخی از اهل سنت، عدالت صحابه را قبول ندارند.

اختلاف اصلی دیگر در منابع استنباط احکام اسلامی است. اهل سنت در کنار کتاب و

سنت و اجماع،‌ اجتهاد صحابه را نیز به عنوان یکی از منابع اصلی شناخت و تعیین

احکام بر شمرده‌اند که منظور از اجتهاد،‌ عمل به رأی است. نزد شیعه و اهل بیت،

قرآن و سنت دو منبع اساسی برای احکام الهی است و قیاس و عمل به رأی و اجتهاد

جایگاهی ندارد. اهل بیت خود نیز حکمشان را مستند به قرآن و سنت رسول می

کردند. برای مطالعه و تحقیق بیشتر به کتاب معالم المدرستین یا ترجمة آن به نام

نشانه های دو مکتب علامه سید مرتضی عسگری مراجعه فرمایید.

البته اختلافات دیگری نیز در مسائل جزئی و امور عبادی وجود دارد، مانند نحوه وضو

گرفتن، نحوه نماز خواندن که همه به مبنای کلامی واعتقادی بر می گردد که توضیح

داده شد.

اما شباهت های سنی و شیعه زیاد است. در اصل اعتقاد به توحید و نبوت و معاد و

قرآن و کعبه و وجوب نماز و روزه و زکات و بقیه فروع دین بسیاری از احکام و محرمات

مانند حرمت قمار و شراب و دروغ و غیبت وحدت نظر وجود دارد

آیا شعرای ایرانی مثل سعدی، حافظ، عطار، فردوسی و ... سنّی مذهب بوده اند؟

پاسخ اجمـــــــالی


  

این شاعران در زمانی به فعالیت فرهنگی می پرداختند که مجال چندانی برای ظهور و

بروز اعتقادات قلبی آنان وجود نداشت و آنان ناچار بودند که برای اشاعه تفکرات

خویش، تا حدی همگام با عقاید پذیرفته شده در جامعه آن روز حرکت کنند. بر این

اساس، در میان اشعارشان می توان رگه هایی از اعتقاد حاکم (اهل سنت) را یافت،

با این توضیح که اعتقادات شیعی را نیز در لابلای سروده های این شاعران می توان

مشاهده کرد.

به هرحال، بخش وسیعی از این اشعار، مورد پذیرش همگان بوده و این شاعران چه

شیعه باشند و جه سنی، نباید  از کنار آثار فرهنگ سازشان ، بی تفاوت عبور کرد.


پــــــــاسخ تفـــــصیلی


در همان قسمت، دعایی را به جانب پروردگار عرضه می دارد:

خدایا به حق بنی فاطمه * که بر قول ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبول * من و دست و دامان آل رسول

"قول ایمان" چیست که خاتمه سخن سعدی قرار گرفته؟!

چرا او به بنی فاطمه سوگند یاد کرده و به دامان آل رسول پناه برده است؟!

و ...

عطار در منطق الطیر خود بعد از آنکه سه مثنوی در مدح خلفای سه گانه سروده، در مثنوی چهارم با این بیان به توصیف مولا علی (ع) می پردازد:

خواجهٔ حق پیشوای راستین * کوه حلم و باب علم و قطب دین

مرتضای مجتبا، جفت بتول * خواجهٔ معصوم، داماد رسول

مقتدا بی‌شک به استحقاق اوست * مفتی مطلق علی الاطلاق اوست

هم ز اقضیکم علی جان آگه است * هم علی ممسوس فی ذات الله است

در این عبارات، بیشتر دقت فرمایید:

"پیشوای راستین"، "قطب دین"، "خواجهٔ معصوم"، "اقضاکم علی" و سپس به این

پرسش، پاسخ دهید که مراد عطار از اینکه مطرح سازد که فردی که استحقاق مقتدا

شدن و مفتی مطلق بودن را دارد، علی(ع) است، چه باوری را در اذهان متبادر می

سازد؟!

همو در خسرونامه خویش، بعد از آنکه ضمن اشعاری به مدح و ثنای خلفای سه گانه

می پردازد، هنگامی که به امام علی(ع) می رسد، چینین می سراید:

امام مطلق ارباب بینش * بدانش آفتاب آفرینش

چو اصل اهل بیت افتاد حیدر * بلی بایست شهر علم رادر

چو شهر علم دین پیغمبر آمد * اگر بابیست آن را حیدر آمد

آیا مصرع "امام مطلق ارباب بینش" به تنهایی کافی نیست تا معتقد شویم که او

بصیرت و بینش را تنها در پیروی از علی(ع) می پندارد؟!

عطار به این نیز بسنده نکرده و در ادامه، ضمن مدح و ثنای حسنین(ع)، جلوه هایی

دیگر از تفکر شیعی را عرضه می دارد. اشعار او در مورد امام حسن(ع) این است:

لبش قایم مقام حوض کوثر * که بودی چشمهٔ نوش پیمبر

چنان نوشی بزهر آلوده کردند * جگر پر خون دلش پالوده کردند

ز زهرش چون جگر شد پاره پاره * ز غصّه گشت خونین سنگ خاره

دل خصمش نشد از خون جگر رنگ * ولی از درد او خون شد دل سنگ

تنها یک پرسش، در مورد این ابیات کافی است. خصم امام حسن (ع) کیست که قلب

او از سنگ، سخت تر است؟ آیا همانی نیست که اهل سنت او را خال المؤمنین

قلمداد کرده و راه انتقاد بر او را می بندند؟

عقیده عطار در مورد امام حسین(ع)، اینگونه جلوه گر می شود:

امامی کافتاب خافقینست * امام از ماه تا ماهی حسینست

چو خورشیدی جهان را خسرو آمد * که نه معصوم پاکش پس رو آمد

چو آن خورشید اصل خاندانست * بمهرش نه فلک از پی روانست

آیا این اشاره ای به تفکر شیعه دوازده امامی نیست و آیا اهل سنت، معتقد به

عصمت دوازده امام می باشند؟!

و ....

از میان اشعار حافظ و فردوسی نیز می توان به تمایلات شیعی آن دو پی برد. این

شعر حافظ:

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان بصدق * بدرقه رهت شود همت شحنه نجف

و این شعر فردوسی:

منم بنده­ی اهل بیت نبی * ستاینده خاک پای وصی

نمونه ای از این اشعار هستند.

با این وجود، تأکید می کنیم که بحث و جدل در مورد شیعه و یا سنی بودن این فرهنگ

سازان ایرانی، مانع از آن خواهد شد که حتی اشعار پذیرفته شده توسط هر دو گروه،

مورد استفاده همگان قرار گیرد.

در این زمینه، می توانید پرسش   6419 (سایت: 6640) که در ارتباط با اعتقادات مولوی

مطرح شده را نیز مطالعه فرمایید.

دلایلی که مردان شما را ترک میکنند؟

بعد از اتمام یك ارتباط رمانتیك و نزدیك، همه آدم‌ها احساس قربانی شدن دارند و حتی یك لحظه هم به این فكر نمی‌كنند كه ممكن است خودشان مقصر اصلی از هم پاشیدگی ارتباط‌شان باشند. هرچند زنان در مقایسه با مردان بیشتر سراغ كتاب‌های مربوط به روان‌شناسی روابط می‌روند اما این زنان هستند كه 2 برابر مردان به جدایی فكر می‌كنند.  بیشترین شكایت زنان این است كه مردان از حل مشكلات زناشویی طفره می‌روند و در مقابل مردان ساكت و آرام همه چیز را تحمل می‌كنند و خودشان را قربانی یك ارتباط ناموفق می‌دانند اما بالاخره در جایی و در لحظه‌ای خاص این مردان هستند كه كاملا غیرمنتطره دست‌های‌شان را به نشانه تسلیم بالا می‌آورند و اینجاست كه حتی بهترین و برازنده‌ترین زن‌ها هم نمی‌توانند مانع تصمیم جدایی باشند كه شریك‌شان گرفته است. اما چرا؟


وقتی مردان كم می‌آورند

اگر یك خانم جوان هستی و به تازگی از شریكت جدا شده‌ای بهتر است به جای قربانی فرض كردن خودت، كمی‌منطقی در مورد جدایی بین خود و همسرت فكر كنی و برای همین قبل از هر چیز باید با ذهنیت مردان و احساسات درونی‌شان در مورد زنان آشنا شوی. تقریبا می‌شود گفت درصد زیادی از مردان این دیدگاه را در مورد شریك‌شان دارند كه چرا با همه تلاش و توجه نسبت به ارتباط زناشویی‌شان، همچنان مورد انتقاد و سرزنش خانم‌ها قرار می‌گیرند. آن‌ها معتقدند، زنان تنها برای شكایت آفریده شده‌اند. حالا چه شكایت و انتقاد شما درست و به جا باشد و چه نباشد، سرزنش كردن زنان حتی می‌تواند بهترین و رمانتیك‌ترین ارتباط‌ها را هم از هم بپاشاند. مردان دوست ندارند مورد انتقاد قرار بگیرند و از زنانی كه می‌خواهند آن‌ها را با توجه به سلیقه خود تغییر دهند بیزارند، حتی اگر عاشق شریكشان باشند. مردان به‌دنبال زنانی هستند كه آن‌ها را همان‌جوری كه هستند بپذیرند. اگر در یك ارتباط موفق و پرسوزوگداز عاشقانه هستید و عادت به غرزدن و انتقاداز شریك‌تان را دارید، به زودی شاهد فرار همسرتان خواهید بود. بهتر است تا دیر نشده یاد بگیرید كه شریك‌تان را همان‌طور كه هست دوست داشته باشید.


این‌كار، مردان را فراری می‌دهد

مردان از گریه كردن زنان بیزارند، به خصوص زنانی كه حتی در ساده‌ترین و كوچك‌ترین بحث‌ها اشك‌شان در می‌آید نمی‌توانند در دراز مدت مورد علاقه و توجه یك مرد قرار بگیرند. مردان عاشق زنان منطقی هستند و این همان ویژگی است كه دوست دارند همسرشان آن را داشته باشد. زنانی كه می‌خواهند مردان را تحت كنترل خود در بیاورند نمی‌توانند ارتباط پایداری را داشته باشند. موضوع مهم دیگر بحث آزادی مردان است. بعضی از مردان آنقدر در ارتباط‌های‌شان توسط شریك‌شان محدود می‌شوند كه حتی نمی‌تواند با دوستان و همكاران خود فضایی برای صحبت و ارتباط داشته باشند و این اتفاق زنگ خطری است كه باید جدی‌اش گرفت. مردان نیاز به فضا دارند و اگر این فضا را از آن‌ها سلب كنید دیر یا زود آن‌ها شما را ترك خواهند كرد.


زنان مستقل مراقب باشند

استقلال داشتن و روی پای خود ایستادن، ویژگی خیلی خوبی است اما اگر یك خانم هستی یادت باشد خیلی این خصوصیتت را به رخ شریكت نكشی. مردان از زنانی كه تمام كارهای‌شان را بدون كمك همسرشان انجام می‌دهند فراری هستند، آن‌ها دل‌شان می‌خواهد كه زنان روی قدرت و حمایت آن‌ها حساب كنند و در واقع تكیه‌گاه شما باشند. البته یادتان باشد نباید در این موضوع خیلی زیاده‌روی كرد چون به همان اندازه‌ای كه زنان بسیار مستقل می‌توانند مردان را از خود دور كنند، زنان خیلی محتاج و كسانی كه حتی برای خرید خمیر دندان به كمك شریك‌شان نیازمندند، مورد تنفر و بیزاری مردان قرار می‌گیرند. شاید برای‌تان غیرمنطقی به‌نظر برسد اما این تصمیم شماست كه بین یك ارتباط پایدار و ناپایدار یك كدام را انتخاب كنید.


دلیل مهمی‌كه زنان، مردان را ترك می‌كنند

دلایلی كه مردان، زنان را به خاطر آن ترك می‌كنند خیلی بیشتر از دلایلی است كه زنان به خاطر آن مردان را ترك می‌كنند و جالب‌ اینجاست كه زنان در بیشتر بحث‌ها و مشكلات به‌دنبال راه‌حل هستند هرچند 2برابر مردان به جدایی فكر می‌كنند و در این شرایط مردان با بروز یكی از دلایلی كه برای‌تان گفتیم و ادامه پیدا كردن آن، آسان‌ترین راه را جدایی می‌دانند. زنان به‌دنبال توجه مردان هستند و دوست دارند مركز توجه شریك‌شان قرار بگیرند. بی‌توجهی حتی بیشتر از كتك و آزار و اذیت‌های فیزیكی می‌تواند زن را نسبت به مرد سرد كند. بیشترین شكایت زنان در مورد مردان، روی این موضوع است كه چرا مردان در تصمیم‌گیری‌های‌شان نظر و دیدگاه آن‌ها را نمی‌پرسند. مردانی كه نسبت به كارهای شریك‌شان بی‌تفاوت هستند و در كارهای مورد علاقه‌شان، مشوق خوبی نیستند، به تدریج باعث دوری و سردی روابط می‌شوند. زنان، مردانی كه خیلی تودار هستند را نمی‌پسندند و در عوض دوست دارند شریك‌شان در مورد احساسات و باورهایش با آن‌ها صحبت كند. آ‌ن‌ها از مردان مرموز بیزار هستند. در اختلاف‌های زناشویی مردانی كه عادت به معذرت‌خواهی ندارند باعث آزار شریك‌شان می‌شوند و این موضوع در درازمدت باعث جدایی ارتباط خواهد شد. با این وجود زنانی كه محبت و توجه كافی را از سمت شریك‌شان دریافت كنند می‌توانند سخت‌ترین شرایط را هم تحمل كنند و این همان اصل مهمی‌است كه مردان باید به آن عمل كنند.

الفبای زندگی....

تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه هر حرف از حروف الفبا نيز مي توانند براي ما پيامي داشته باشند؟ جالبه !!!!!! با هم مرور مي كنیم

 

الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها

 

ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم

 

پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات

 

ت: تدبير براي ديدن افق فرداها

 

ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها

 

ج: جسارت براي ادامه زيستن

 

چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه

 

ح: حق شناسي براي تزكيه نفس

 

خ: خودداري براي تمرين استقامت

 

د: دور انديشي براي تحول تاريخ

 

‌ذ: ذكر گوپي براي اخلاص عمل

 

ر: رضايت مندي براي احساس شعف

 

ز: زيركي براي مغتنم شمردن دم ها

 

ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها

 

س: سخاوت براي گشايش كار ها

 

ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج

 

ص: صداقت براي بقاي دوستي

 

ض: ضمانت براي پايبندي به عهد

 

ط: طا قت براي تحمل شكست

 

ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف

 

ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها

 

غ: غيرت براي بقاي انسانيت

 

ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند

 

ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل

 

ك: كرامت براي نگاهي از سر عشق

 

گ: گذشت براي پالايش احساس

 

ل: لياقت براي تحقق اميد ها

 

م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك

 

ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها

 

و: واقع گرايي براي دستيابي به كنه هستي

 

ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها

 

ي: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك

8 روش برای شناسایی ادمای دروغگـــــــو...

وقتي مطالب غيرواقعي يا فريب‌آميز مي‌بينيم، مي‌گوييم و مي‌شنويم اغلب سعي مي‌كنيم دهان، چشم يا گوش‌هاي‌مان را با دست بپوشانيم. كودكان از اين اشاره‌هاي فريب‌‌آميز به وضوح استفاده مي‌كنند. اگر كودكي دروغ بگويد دهانش را با دست مي‌پوشاند و اگر نخواهد به توبيخ‌هاي والدينش گوش دهد، خيلي ساده گوش‌هايش را با دست مي‌گيرد.


. سرفه كردن يا گرفتن دست جلوي دهان

بيشتر مردم سعي دارند تا اشاره دهان را با سرفه‌‌اي مصنوعي پنهان كنند. «همفري بوگارت» وقتي در نقش گانگستر يا مجرم بازي مي‌كرد اغلب هنگام صحبت درباره كارهاي مجرمانه با ديگر گانگسترها يا وقتي كه توسط پليس بازجويي مي‌شد از اين اشاره استفاده مي‌كرد تا به طور غيركلامي نشان دهد كه راست نمي‌گويد. اگر شخصي در حال حرف زدن از اين اشاره استفاده كند نشان دروغگويي است و اگر هنگام حرف زدن شما دهانش را بپوشاند علامت اين است كه فكر مي‌كند شما داريد دروغ مي‌گوييد.


نتيجه‌گيري: كسي كه هنگام دروغ گفتن سرفه مي‌كند يا با دست‌هايش جلوي دهانش را مي‌گيرد، فردي بدون اعتمادبه‌نفس است، توجه ديگران برايش مهم است و زود به اطرافيان وابسته مي‌شود. او قابل كنترل است در كل از همسرش توقع زيادي جز محبت كردن ندارد. فردي مهربان و دليل دروغ‌گفتن‌هايش جلب رضايت طرف مقابلش است.

نكته مهم: وقتي فردي از اشاره دست به صورت استفاده مي‌كند، هميشه به معناي دروغگويي نيست با اين حال نشان مي‌دهد آن فرد ممكن است در حال فريب دادن شما باشد.

. لمس كردن بيني

در اصل اشاره لمس بيني نوع پيشرفته و پنهاني حفاظ دهان است. امكان دارد شامل چند مالش آرام در زير بيني يا يك لمس تقريبا سريع و نامحسوس باشد. بعضي از زنان اين اشاره را با يك ضربه كوچك محتاطانه برگزار مي‌كنند. توجه داشته باشيد كه اين نوع اشاره و لمس بيني با خاراندن بيني خيلي متفاوت است. اين اشاره‌اي كه نشان از دروغگويي است تنها يك لمس كوتاه است و نبايد آن را با خاراندن بيني اشتباه گرفت.


نتيجه‌گيري: فردي باهوش و بسيار ريزبين است، قبل از اينكه براي كاري اقدام كند آن را حسابي بررسي مي‌كند. او داراي حس ششم بالايي است و خانواده براي او از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و سعي مي‌كند هميشه حامي آنها باشد. منطقي فكر مي‌كند و بيش از اينكه اهل دروغ گفتن باشد پنهان‌كار است.


. مالش چشم

مردان معمولا چشمان‌شان را قاطعانه مي‌مالند و اگر دروغ بزرگي باشد اغلب به طرف ديگر نگاه مي‌كنند، به طور طبيعي به سمت كف اتاق. زنان از حركت مالش آرام و ملايم در زير چشمان خود استفاده مي‌كنند، آنها همچنين با نگاه كردن به سقف از خيره‌شدن به گوينده اجتناب مي‌ورزند.


نتيجه‌گيري: او سياستمدار خوبي است و مي‌تواند در سخت‌ترين شرايط منافع خود را حفظ كند. روابط عمومي خوبي دارد و اين روابط را مديون قدرت رياستي است كه ذاتا در وجودش قرار دارد. ميزان دلبستگي‌اش در حد معمول است و از عشق و عاشقي فرار مي‌كند، اما اطرافيانش هيچ وقت متوجه اين قضيه نخواهند شد. نسبت به رعايت نظم در محيط كار و زندگي‌اش حساس است. كمتر مي‌خندد و چهره‌اش اكثر مواقع جدي است.

نكته مهم

عبارت «دروغ شاخ‌دار گفتن» عبارتي مرسوم است. اين عبارت اشاره به مجموعه حركات به هم فشردن دندان‌ها و يك لبخند دروغين دارد كه با مالش چشم و روي برگرداندن تركيب شده است. بازيگران سينما اين اشاره را براي نمايش نداشتن صداقت به كار مي‌برند


خاراندن گردن

در اين مورد انگشت اشاره دستي كه با آن مي‌نويسيم زير نرمه گوش را مي‌خاراند يا امكان دارد يكي از طرفين گردن را بخاراند. نكته جالب توجه اين است كه فرد پنج‌‌بار گردن را مي‌خاراند. به ندرت خارش‌ها كمتر از پنج‌بار است و نيز كمتر پيش مي‌آيد كه بيشتر از پنج‌بار باشد. اين حركت اشاره‌اي است به ترديد يا نداشتن اطمينان و از ويژگي‌هاي فردي است كه مي‌گويد، مطمئن نيستم كه موافق باشم. بسيار قابل توجه است كه وقتي فردي چيزي شبيه به اين مي‌گويد: «مي‌فهمم چه احساسي داري» زبان كلامي با اين اشاره در تضاد است


نتيجه‌گيري: فردي متفكر است و بيش از آنكه حرف بزند فكر مي‌كند. اهل مطالعه و به خواندن كتاب‌هاي فلسفي علاقه‌مند است. به هر كسي نمي‌تواند اعتماد كند، پنهان‌كاري براي او تفنن است و بيشتر اوقات اين كار را براي آزمايش انجام مي‌دهد. در شرايط دشوار به راحتي مي‌تواند داستاني را سر هم كند كه اطرافيانش به راحتي آن را باور كنند. تنهايي را به حضور در جمع‌هاي شلوغ ترجيح مي‌دهد.


. مالش گوش

اين اشاره در واقع اقدامي است از سوي شنونده براي شنيدن حرف‌هاي بد و متوقف ساختن صحبت‌هاي ديگران كه با گذاشتن دست در اطراف يا بالاي گوش انجام مي‌شود. اين اشاره نوع پيشرفته اشاره پوشاندن هر 2 گوش با دست‌ها كه كودكان هنگام شنيدن توبيخ والدين مي‌خواهند از شنيدن آن امتناع كنند. ديگر حركات مالش گوش شامل مالش پشت گوش؛ كشيدن نرمه گوش يا خم كردن تمام گوش به جلو براي پوشاندن سوراخ‌ گوش. اين حركت آخري پيام مي‌دهد كه فرد به اندازه كافي شنيده است يا مي‌خواهد حرف بزند



نتيجه‌گيري: بسيار حساس، مهربان، دلسوز و دل‌رحم است. او زياد ا هل مخالفت كردن نيست و كمي هم در تصميماتش سست اراده است. به طبيعت علاقه‌مند است و به خانواده‌اش وابستگي دارد و به خصوص به پدر و مادرش. زندگي آرام و بي‌دغدغه رادوست دارد و از انجام كارهايي كه ريسك بالايي دارند، خودداري مي‌كند. او به خورد و خوراكش اهميت مي‌دهد و بهترين تفريح برايش، استراحت كردن است.


. كشيدن يقه

تحقيقات در زمينه اشاره‌هاي بدني دروغگوها نشان داده است كه دروغگويي سبب احساس مورمور در صورت و گردن مي‌شود و براي برطرف كردن آن مالش يا خارش لازم است. به نظر منطقي است كه چرا برخي هنگام دروغگويي از اشاره كشيدن يقه استفاده مي‌كنند و گمان مي‌رود رفتار ناپسندي دارند. هرگاه شخصي را مشاهده كرديد كه اين حركت را انجام مي‌دهد با سؤالاتي مانند «امكان دارد»، «دوباره تكرار كنيد» يا «امكان دارد اين مسئله را روشن‌تر بيان كنيد» باعث شويد كه او به اصطلاح دست از فريب‌كاري بردارد.


نتيجه‌گيري: ظاهرش با درونش متفاوت است. به ندرت مي‌توانيد متوجه شويد كه ناراحت است يا خوشحال و به راحتي مي‌‌تواند احساساتش را پنهان كند. او به لباس‌هايش اهميت مي‌دهد و نحوه لباس پوشيدن همسرش خيلي برايش مهم است، در كل ديگران را با نوع پوشش و لباس‌شان مورد قضاوت قرار مي‌دهد.

نكته: وقتي شخصي عصباني يا نااميد است احتياج دارد يقه‌اش را كمي به عقب بكشد تا اجازه دهد جريان هواي تازه و خنك به اطراف گردنش راه يابد.


. پلك زدن بيش از حد

پلك زدن بيش از حد از اشاره‌هاي ناخودآگاهي است كه در فرد دروغگو پديدار مي‌شود و اصلا قابل جلوگيري نيست. فرد با اين اشاره سعي مي‌كند از تماس چشمي با شما خودداري كند و به محض اينكه چشمش را به نقطه ديگري بيندازد پلك‌زدن‌هاي پي در پي او متوقف مي‌شود. هروقت با چنين موردي برخورد كرديد پيشنهاد مي‌دهيم كه موضوع مورد بحث را عوض كنيد. اگر با اين كار پلك‌زدن‌هاي طرف مقابل قطع شد، مطمئن باشيد كه به شما دروغ مي‌گفته است، اما اگر همچنان ادامه پيدا كرد دليلي بر دروغگويي او نيست و احتمالا مشكلي فيزيكي برايش پيش آمده است.
نتيجه‌گيري: فردي صادق و راستگوست و در معدود مواقعي دروغ مي‌گويد. كلا انسان مثبتي است و انرژي مثبتي هم دارد. سرش به كار خودش مشغول است و از دروغ گفتن و حاشيه‌سازي فراري است. زندگي آرامي دارد و اين آرامش را با هيچ چيزي عوض نمي‌كند. بسيار پايبند به سنت و خانواده است. براي حفظ آرامش خانواده‌اش حاضر است آرامش خود را سلب كند. مهربان و دلسوز است و مدافع حقوق حيوانات. به گل‌كاري علاقه‌مند است و زندگي در اطراف شهر را به زندگي شهر ترجيح مي‌دهد.


. اشاره دست

اين اشاره اقدامي كاملا خودآگاه است كه فرد براي دور كردن ذهن و حواس شما و باور كردن صحبت‌هاي دروغي كه تحويل‌تان مي‌دهد. اصولا شخصي كه با حركات دست حواس‌تان را پرت مي‌كند دو هدف عمده دارد: اولا سعي مي‌كند حرف‌هايش را به شما اثبات كند و از نظر روان‌شناسي هم اين كار بسيار موثر است. ثانيا وقتي اشارات دست بيش از حد معمول باشد شنونده بيش از آنكه روي حرف‌هايي كه مي‌شنود تمركز كند روي دست و حركات دست فرد گوينده تمركز مي‌كند. اين روش از جمله روش‌هايي است كه به سختي مي‌توان آن را آزمايش كرد. اما در اين شرايط تنها كاري كه از دست شما ساخته است دقت روي مميك صورت فرد گوينده است و تا جايي كه مي‌توانيد به بدن و دست‌هاي او نگاه نكنيد.


نتيجه‌گيري: فردي باهوش، زرنگ و پرانرژي است. از معاشرت با او احساس خوبي خواهيد داشت. زياد اهل سفر نيست اما همسفر خوبي است  ولی به هيچ عنوان شريك كاري خوبي نيست. اگر مشكلي براي‌تان پيش بيايد به راحتي مي‌توانيد با او مشورت كنيد و مطمئن باشيد كه راه‌حل‌هاي خلاقانه‌اي به شما پيشنهاد مي‌دهد اما براي حل كردن مشكلات‌تان از او كمك نگيريد. رفيق‌باز است و از حضور در جمع خيلي لذت مي‌برد. خوردن انواع شكلات، شيريني و بستني را به خوردن غذا ترجيح مي‌دهد به موسيقي علاقه خاصي دارد و به روزترين موسيقي‌ها را دنبال مي‌كند.

نكته مهم: هنگام فشار و استرس، فرد انگشتان را در دهان خود قرار مي‌دهد. اين اشاره اقدامي ناخودآگاه است كه فرد براي بازگشت به امنيت زمان شيرخوارگي خود به كار مي‌برد. در حالي كه بيشتر اشاره‌‌هاي دست بر دهان بيانگر دروغگويي يا فريب است. اشاره انگشتان به دهان بروز بيروني، احتياجي دروني براي جلب دوباره اطمينان است. در زمان ظهور اين اشاره، اطمينان و تضمين دادن به فرد ضروري است.