آیه الکرسی
امام محمد باقر از امیر المومنین (ع) روایت فرموده: هنگامی كه آیت الكرسی نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آیه الكرسیآیه ای است كه از گنج عرش نازل شده و زمانی كه این آیه نازل گشت هر بتی كه در جهان بود با صورت به زمین خورد.
در این زمان ابلیس ترسید و به قومش گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.
ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید مردی را دید و از او سوال كرد: " دیشب چه حادثه ای اتفاق افتاد"
مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آیه ای از گنج های عرش نازل شد كه بت های جهان به خاطر آن آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.
===================
آیت الكرسی سید آیات قرآن
پیامبر به حضرت علی (ع) فرمود: " یا علی ! من سید عربم-مكه سید شهر هاست- كوه سینا سید همه كوه هاست- جبرئیل سید همه فرشتگان است - فرزندانت سید جوانان اهل بهشتند- قرآن سید همه كتاب هاست - بقره سید همه سوره های قرآن است - ودر بقره یك آیه است كه آن آیه 50كلمه دارد و هر كلمه 50 بركت دارد و آن آیت الكرسی است.
================================
پا داش كسی كه آیت الكرسی را زیاد می خواند
عبدالله بن عوف گفته است:" شبی خواب دیدم كه قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی كردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و كاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این كاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.
بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم 175 خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم كه از خواب پریدم و خدا را شكر گفتم.
صبح كه شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف كردم.
او گفت : معلوم است كه تو آیه الكرسی زیاد می خوانی. گفتم : بله ؛ همین طور است. ولی تو از كجا فهمیدی. گفت برای اینكه این آیه 50 كلمه و 175 حرف دارد. من از زیركی حافظه او تعجب كردم. آنگاه به من گفت : هر كه آیه الكرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود.
=========
داستان نزول
رسول اكرم (ص) فرمود: چون خدای متعال خواست سوره ی حمد و آیه های شهدالله (18و19 آل عمران) و قل اللهم (26-27آل عمران) و سوره توحید و آیه الكرسی را به زمین نازل كندهمگی به عرش الهی چنگ زدند در حالی كه بین آن ها و خداوند حجابی نبود.
سپس فرمودند : پروردگارا ما را به خانه پر گناه و به سوی كسانی كه عصیان و گناه می كنند می فرستی ؛ در حالی كه ما پاك و مطهر هستیم.
سپس خدای متعال فرمود :" به عزت و جلال خودم سوگند ، هیچ كس شما را بعد از نماز نخواند مگر این كه او را در مرتبه بالای قدس جای دهم كه از نعمت های آن استفاده كنند و در هر روز 70 بار به او با نظر رحكت خود بنگرم و در هر روز 70 حاجت او را برآورم هرچند كه بسیار گناه كرده باشد كه كمترین آن دعاها و حاجت ها و آمرزش گناهان باشد. او را از هر دشمنی پناه می دهم و برای پیروزی بر هر دشمنی یاریش می دهم و مانعی به جز مرگ برای بهشت رفتن او نباشد.( یعنی بعد از مرگ بلافاصله به بهشت می رود)
====================
آیت الكرسی برای حفظ چشم
بعد از هر نماز دستان را روی چشم بگذارید و بعد از خواندن آیت الكرسی بگویید:"اللهم احفظ حدقتی بحق حدقتی علی بن ابیطالب(ع)"
==========
امان نامه الهی
امام كاظم (ع) فرمود: از بعضی پدران بزرگوارم شنیدم كه كسی داشت سوره حمد را می خواند پس حضرت فرمود: هم شكر خدا را به جای آورد و هم به پاداش رسید. بعد حضرت شنید كه سوره توحید می خواند فرمود: ایمان آورد و ایمنی به دست آورد و سپس شنید كه سوره قدر می خواند فرمود: راست گفت و آمرزیده شد و بعد شنید كه آیت الكرسی می خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برایش فرو فرستاد.
================
قرآن برتر است یا تورات؟
روایت شده كه از پیامبر (ص) پرسیدند: قرآن برتر است یا تورات؟ فرمودند: در قرآن آیه ای است كه از تمام كتابهایی كه خداوند بر پیامبرانش نازل فرموده بهتر و برتر و والاتر است و آن آیه الكرسی است.
پیامبر فرمودند با فضیلت ترین آیه ای كه بر من نازل شد آیه الكرسی است.
پیامبر فرمودند آیه الكرسی وسوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است كه دون و پست تر از خداست.
پیامبر (ص) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به كسی كه جان محمد در دست اوست این آیه دارای دو زبان و دو لب است كه در عرش الهی تسبیح و تقدیس خدا می گوید.
رسول خدا (ص) فرمود: در شب معراج دو لوح را دیدم ، كه در یك لوح سوره حمد و در لوح دیگر كل قرآن قرار داشت كه سه نور از آن می درخشید . پس گفتم ای جبرئیل این نوره چیست؟ جبرئیل در جواب گفت : آن سه نور یكی سوره توحید و یكی سوره یاسین و دیگری آیه الكرسی می باشد.
پیامبر (ص) فرمودند: در معراج در آـسمان هفتم دیدم كه ملائكه حجب سوره نور را می خوانند ، خزان كرسی آیه الكرسی و حمله عرش سوره مومن را می خوانند.
امام صادق (ع) فرمود: همانا من از آیه الكرسی برای بالا رفتن درجات استفاده می كنم.
امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحید و قدر را با آیه الكرسی بخوانید و بعد از آن برخیزید و و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهید كه حاجاتتان بر آورده خواهد شد زیرا اسم اعظم هستند.
امام علی (ع) فرمودند اگر شما از آثار معنوی آیه الكرسی آگاه بودید در هیچ حال خواندن آن را ترك نمی كردید.
امام محمد باقر (ع) فرمودند: هر كس یك بار آیه الكرسی را بخواند خداوند هزار ناراحتی از ناراحتی های دنیا و هزار سختی آخرت رااز او دور می كند كه كمترین ناراحتی دنیا فقر و كمترین سختی آخرت فشار قبر است.
رسول خدا در خواب به دختر خویش فرمودند: ترازوی اعمال خویش را با آیه الكرسی سنگین گردان. زیرا هركس آن را قرائت نماید آسمان وزمین با فرشتگانش به جنبش و حركت در آیند و خداوند را با صدای بلند به پاكی یاد كنند و او را بزرگ بدارند و تسبیح گویند. پس از آن تمامی فرشتگان از خداوند می خواهند كه گناه خواننده آیه الكرسی را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.
رسول خدا (ص) فرمودند: هركس آیه الكرسی را یك بار بخواند اسم او از دیوان اشقیا و انسان های بد محو می شود.
امام رضا (ع) به نقل از پیامبر فرمودند: هر كس 100 مرتبه آیه الكرسی را بخواند چنان باشد كه همه عمر خود را عبادت كرده باشد.
=======
بعد از نماز
پیامبر فرمودند: هر كس آیه الكرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شكافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیت الكرسی نظر رحمت افكند و فرشته ای را بر انگیزد كه از آن زمان تا فردای آن كارهای خوبش را بنویسد و كارهای بدش را محو كند.
رسول اكرم (ص) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الكرسی بعد از هر نماز واجب. زیرا به غیر از پیغمبر و صدیق و شهید كسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی كند و هر كس بعد از هر نماز آیه الكرسی را بخواند به جز خداوند متعال كسی او را قبض روح نمی كند و مانند كسی باشد كه همراه پیامبران خدا جهاد كرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد كسی بر خواندن آیه الكرسی مواظبت نمی كند.
در روایتی از امام باقر آمده است:" هر كس آیه الكرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگیدر امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد."
رسول اكرم فرمودندك هر كس آیه الكرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.
جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آیه الكرسی بخواند و بگوید :" اعیذ نور بصری بنور الله الذی لا یطفی"
خداوند به موسی بن عمران وحی فرمود: كسی كه بعد از نماز واجبش آیه الكرسی بخواند خداوند متعال به او قلب شاكرین - اجر انبیا و عمل صدیقین را عطا فرماید و چیزی جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگیری نمی نماید. مداومت نمی نماید به آن مگر پیامبر یا صدیق یا كسی كه از او راضی شده ام و یا شخصی كه شهادت را روزی او می نمایم.
=============
زیادی علم وحافظه
پیامبر (ص) روایت كرده است كه فرمودند : 5 چیز حافظه را قوی می گرداند: خوردن شیرینی - گوشت نزدیك گردن - عدس - نان سرد و خواندن آیت الكرسی
عالمی گوید : هر كه علم می خواهد بر پنج چیز مواظبت می كند:
1- پرهیزكاری در آشكارا و پنهان 2- خواندن آیت الكرسی 3- همیشه با وضو بودن 4- نماز شب خواندن حتی اگر دو ركعت باشد. 5- غذا خوردن به منظور نیرو گرفتن نه شكم پر كردن.
===
سفر
امام صادق (ع) فرمود: سفر را با دادن صدقه و یا با خواندن آیت الكرسی آغاز كنید. كسی كه در سفر هر شب آیه الكرسی را بخواند هم خودش در سلامت باشد و هم چیزهایی كه همراه اوست.
====
حاجت
اگر برای كسی كار مهمی پیش آمده باشد و بخواهد كه زود انجام شود و به صحرایی رود كه در آنجا كسی نباشد و خطی دور خود بكشد و رو به قبله با تواضع بنشیند و 70 بار آیه الكرسی را بخواند . بدون شك در آن روز حاجات او بر آورده شود . این كار تجربه شده است و شكی در آن نیست.
رسول اكرم (ص) فرمودند: هرگاه برای حاجتت از خانه ی خود بیرون آمدی آیه الكرسی را بخوان كه حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.
امام علی (ع) فرمودند: هرگاه یكی از شما اراده حاجتی كند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آیه 190تا آخر) و آیه الكرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا كه در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود.
در روایت آمده است هر كس آیت الكرسی را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد.
اغلب به چشم یک برادر دوستت دارم
کافی نباشد مثل خواهر دوستت دارم
اندازه ی مینا و مرجان و ملوک الملک
اندازه ی لیلا و هاجر دوستت دارم!
من به تمام خوبرویان عشق می ورزم
امّا تو را یک جور دیگر دوستت دارم!
اندازه ی جارو، فریزر، تخت، خاک انداز
اندازه ی شیر ِ سماور دوستت دارم!
اندازه ی وانت، پژو، پی کی، پرادو، وَن
اندازه ی ماشین خاور دوستت دارم!
گیرم مسلمانی و سر بر مُهر یا حتّی
گیرم که باشی گبر و کافَر، دوستت دارم
شبها همیشه قبل خوابم می نویسم من
با رنگ قرمز، توی دفتر: دوستت دارم
دفتر که چیزی نیست با پر می نویسم بر،
بال سپید هر کبوتر دوستت دارم
دیگر به چه شکلی بگویم دوستت دارم؟!
باید بفهمی خانم خَر! دوستت دارم!
وقتی که مثل گاو ماده فربه و چاقی
یا عینهو زرّافه لاغر؛ دوستت دارم!
پروانه! بلبل! گربه سگ! طاووس! قو! آهو!
گوساله! بز! بوزینه! عنتر! دوستت دارم
خوب است ... حالا شد! چه کیفی داد! به به! جان!
انگار کردی خوب باور دوستت دارم!
پوزش اگر چیز بدی گفتم، غلط کردم!
خب راستش ... می دانی آخَر؟! دوستت دارم
این بدان معناست که ما کارهای را که باید انجام بدهیم نمی دهیم و قصد تغییر دادن راه و روش خود را نیز نداریم خیلی راحت می گوییم چرا نمی توانند من را همین طور که هستم بپذیرند و دوست داشته باشند؟
واقعیت این است که برای انکه دوستمان بدارند باید دوست داشتنی باشیم.
دوست داشتنی شدن کار زیاد سختی نیست برای شروع بهتر است وقتی با دیگران روبه رو می شوید لبخند بزنید و با روی باز با آنها صحبت کنید رفتاری دوستانه و صمیمی داشته باشید از مشکلات آنها با خبر شوید و سعی کنید درکشان نمایید و به احساساتشان توجه کنید.
وقتی با دیگران رو به رو می شوید بلافاصله سلام کنید منتظر نمانید آنها سلام کنند آنها را به اسم کوچک صدا بزنید نشان دهید که از دیدنشان خوشحال هستید.
طوری رفتار کنید کا انگار از زندگی حسابی لذت می برید همیشه به خوبی ها فکر کنید حتی اگر زیاد هم مایل نیستید خود را مثبت نشان دهید هرگز شکایت نکنید و غر نزنید.
جذاب باشید:
جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می تواند زیبا اشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می تواند جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباسها , حالت های روانی و ….در این امر, موثر است.
اگر می خواهید فردی موفق و نافذ در قلب ها باشید و از موفقیت لذت ببرید] نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید.
تمیز و مرتب باشید
وقتی تمیز و مرتب باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است.
افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند.بیشتر افراد برای آن که جذاب باشند شلوغ می کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است. دوستی حرف زیبایی می زد و می گفت:نگفتن صلاح است, کم گفتن طلا است , پر گفتن بلا است
تاثیر سکوت
سکوت تاثیر روانی فوق العاده ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می کند که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است.ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به نفس باشد.
در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد را نیندازید. ادم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند و هرگز جذاب نخواهد بود.
مودب باشید
افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران نخواهند بود.اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود تکرار کنید: من خوشحالم, می می خواهم شاد و جذاب باشم.
یا در هنگام برخاستن از خواب به راز و نیاز با پروردگارتان بپردازید و در ادامه بگویید : امروز سلامتی , موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید.همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت می کاهد. در تبسم , سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت.
قاطع باشید
قاطع باشید و هدفهای تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش, چون همیشه دارای برنامه ریزی منظمی هستند, دارای جذابیت زیادی می باشند.آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه می دهند.هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است.
به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است.مواظب صحبت ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید, در خود حفظ می کند و آن را می پذیرد با صحبت های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی توانم و نمی شود و ….. هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و دوستان با شادی بگذرانید.
هر ورزشی، از بسکتبال گرفته تا گلف، قواعد و قوانینی دارد که بازی را تعریف میکنند. قوانین هدف، امنیت، ساختار، و آینده هر بازی را مشخص میکنند. این قوانین این امکان را برای همه فراهم میکند که بازی را به درستی درک کنند و بتوانند راهکاری برای موفقیت پیدا کنند. لزوم وجود قواعد و قوانین در ورزش کاملا آشکار و محسوس است اما متاسفانه گاه این لزوم در زندگی عادی و در روابط بین اعضای خانواده حس نمیشود. شاید به همین دلیل است که اختلاف و دعوا بین زن و شوهرها یکی از بدترین و تلخترین اتفاقاتی که اغلب همسران از آن فراری هستند. دعوا و جر و بحث بین همسران هیچ قاعده و قانونی ندارد به همین دلیل حد و حدود آن نامشخص است و اغلب از کنترل افراد خارج میشود. اما لازم نیست که دعوا و جدل بین همسران بیقاعده و بدون هدف باشد.
اگر قواعد و قوانین مشخصی برای همسران مشخص شود تا هنگام دعوا و جر و بحث از آن پیروی کنند، دعوا به یک فرصت برای افزایش همکاری بین زن و شوهر تبدیل میشود. توانایی مدیریت دعوا توسط دو طرف حتی میتواند زوج را به یکدیگر نزدیکتر کند زیرا از طریق جر و بحث قانونمند یک درک متقابل شکل میگیرد و دو طرف یاد میگیرند که علاوه بر همکاری با یکدیگر، چگونه باید به مسائل از زاویه دید طرف مقابل بنگرند و چگونه مشکلات را به کمک یکدیگر حل کنند. در ادامه لیستی از مهمترین قواعد دعوا و جدل را برای شما مشخص میکنیم که بسیار مفید و کاربردی است.
قانون اول: تحقیر ممنوع
هنگام
دعوا به هیچ عنوان به طرف مقابل ناسزا نگویید، به او توهین نکنید و او را
با اسما یا القاب زننده صدا نزنید. توهین به طرف مقابل و استفاده از القاب
نامناسب به شخصیت و کرامت انسانی او لطمه جدی وارد میکند. در ورزش، قواعد
متعددی وجود دارد که طرفین را از آسیبی رساندن عمدی و توهین به یکدیگر منع
میکند. در ازدواج و روابط بین افراد نیز چنین قوانینی باید وجود داشته
باشند. وقتی شما عمدا به طرف مقابل توهین میکنید و شخصیت او را زیر سوال
میبرید، در واقع به صورت ضمنی به او میفهمانید که او در کنار شما امنیت
ندارد و شما هر گاه که بخواهید و به هر طریق ممکن کاری میکنید که نتیجه به
نفع خودتان تغییر کند.
قانون دوم: عیبجویی و سرزنش کردن ممنوع
سرزنش
کردن یکدیگر در دعوا بیفایده است. ملامت کردن همسرتان مانع پیدا کردن راه
حل مناسبی برای حل مشکل میشود. با سرزنش طرف مقابل، او در پی دفاع از خود
بر میآید و این امر به تشدید اختلاف کمک میکند. مثلا اگر شما قبض برق را
بر روی میز بگذارید و ساعتی بعد ببینید قبض بر روی میز نیست، شاید وسوسه
شوید همسرتان را به خاطر گم شدن قبض سرزنش کنید و او را مقصر بدانید. ممکن
است شما همسرتان را به بینظمی متهم کنید. در عوض او نیز ممکن است شما را
به حواس پرتی متهم کند و بگوید که حافظه شما ضعیف شده است. اما مقصر دانستن
یکدیگر کمکی به حل مشکل
نمیکند. نه باعث میشود حال شما بهتر شود، نه
رابطه شما را با یکدیگر بهتر میکند و نه قبض برق پیدا میشود. در چنین
موقعیتی، عاقلانه و آگاهانه تصمیم بگیرید. فراموش نکنید که رابطه شما با
همسرتان از هر چیزی مهمتر است و نباید آن را با قضاوت عجولانه و سرزنش
یکدیگر خراب کرد. سعی کنید حسن نیت خود را به همسرتان نشان دهید و زمینه را
برای همکاری جهت حل مشکل پیدا کنید.
قانون سوم: داد زدن ممنوع
داد
و فریاد کردن فقط شرایط را بحرانیتر و مشکلات را بیشتر میکند. تجربه
نشان میدهد که زمانیکه شما بیش از حد احساساتی یا عصبانی هستید، توانایی
حل منطقی مشکلات را از دست میدهید. اگر شما عصبانی هستید و دوست دارید داد
بزنید، باید سریعا خود را از طرف مقابل دور کنید تا زمانیکه آرامش خود را
دوباره به دست آورید. به یاد داشته باشید که گاه تن صدایی که از نظر شما
داد زدن محسوب نمیشود، از نظر همسر شما داد زدن محسوب میشود. ممکن است
شما در خانواده بزرگ شدهاید که همه اعضای خانواده با صدای بلند با یکدیگر
صحبت میکردهاند. در نتیجه شما نیز عادت کردهاید که با صدای بلند صحبت
کنید. در چنین موردی، حتما باید به همسرتان و عادات او توجه کنید. اگر همسر
شما از جمله افرادی است که همیشه با صدای آرام صحبت میکند، پس شما باید
خیلی مراقب شدت صدای خود باشید. سعی کنید تا میتوانید آرام صحبت کنید.
هسته اصلی هر ارتباطی، پیامهایی است که طرفین از یکدیگر دریافت میکنند.
اگر به دلیل ناراحتی زیاد نمیتوانید شدت صدای خود را کنترل کنید، از فرد
مقابل فاصله بگیرید تا آرام شوید.
قانون چهارم: استفاده از زور ممنوع
استفاده
فیزیکی از زور یا تهدید به آن (مانند مشت کردن دست…) در هر شرایطی غیر
قابل قبول است. مهارتهای خود کنترلی خود را تقویت کنید و سعی کنید قبل از
اینکه به این مرحله برسید، عصبانیت خود را کنترل کنید. اگر هر یک از طرفین
به زور فیزیکی متوسل شدید، باید سریعا به یک متخصص و مشاور مراجعه کنید.
استفاده از زور فیزیکی شامل هل دادن، مشت زدن و سیلی زدن … میشود. حتی
ممکن است این اعمال زور نسبت به طرف مقابل نباشد. مثلا ممکن است فرد به
دیوار مشت بزند یا ظرفی را بر زمین بکوبد و بشکند… بروز عصبانیت و ناراحتی
از چنین طرقی حدود ثغور طرف مقابل را از بین میبرد و نوعی حس ناامنی را به
او منتقل میکند. همه ما حق داریم از امنیت کافی در روابط خود با دیگران
برخوردار باشیم.
قانون پنجم: صحبت کردن از طلاق ممنوع
در
اوج ناراحتی و دعوا، صحبت کردن از ترک رابطه و جدایی بسیار ناراحتکننده و
آزار دهنده است. این کار باعث افزایش تنش بین طرفین میشود و توانایی هر
دو طرف برای حل منطقی مشکل را از بین میبرد. صحبت از طلاق و جدایی خیلی
سریع اعتماد طرف مقابل را نسبت به شما و تعهدتان نسبت به رابطه را کاهش
میدهد. اگر اعتماد از بین برود، شکلگیری دوباره آن بسیار مشکل خواهد بود.
این مسئله باعث میشود مشکلات رابطه شما بسیار بزرگتر از آنچه هستند جلوه
کنند.
قانون ششم: احساسات خود را ابراز کنید نه همسرتان
معنای
این قانون این است که شما سعی کنید احساسات خودتان را درک و ابراز کنید و
مدام سعی نکنید افکار و منظور همسرتان را کشف و بیان کنید. از کلمات برای
ابراز نیازهای خودتان استفاده کنید. شاید ارزیابی احساسات و افکار طرف
مقابل برای شما کار سادهتر از کشف نیازهای خودتان است اما مشکل این است که
اگر توجه شما فقط به افکار همسرتان باشد، نه تنها از عواطف خود غافل
میشوید، بلکه باعث دافعه شدید از جانب همسرتان میشوید. طبیعی است که همسر
شما دوست ندارد کس دیگری احساسات و افکار او را تشریح کند. علاوه بر این،
تشریح افکار و احساسات دیگران حرکتی گستاخانه محسوب میشود. گویی شما قصد
کنترل طرف مقابل را دارید. شما با این کار در واقع به همسرتان میفهمانید
که دنیای درونی او را بهتر از خود او میشناسید. به جای کنجکاوی در رابطه
با افکار و احساسات همسرتان، سعی کنید خودتان را کشف کنید و نیازها و
احساسات خود را بهتر بشناسید و در عین حال آنها را برای همسر خود تشریح
کنید.
قانون هفتم: در حال زندگی کنید
به
مسائل حال توجه داشته باشید و سعی کنید هنگام دعوا و جدل، مسائل و وقایع
گذشته را یادآوری نکنید. یادآوری گذشته هیچ فایدهای ندارد. شما نمیتوانید
وقایع گذشته را تغییر دهید. شما فقط قادر به تغییر حال و ساختن آینده
هستید. سعی کنید بر مشکلات حال و اینکه چگونه میتوان آنها را حل کرد تمرکز
کنید. اگر ناخودآگاه مسیر بحث به گذشته کشیده شد، به محض اینکه متوجه این
نکته شدید، بحث را متوقف و سعی کنید مسائل فعلی را حل کنید. اگر مسائل
گذشته در دعواهای شما زیاد مطرح میشود، علت اصلی آن این است که این مسائل
در زمانی که باید به آنها توجه و حل میشدهاند، مورد توجه واقع نشدهاند.
گاه اتفاقاتی میافتند که شما و همسرتان هیچگاه راجع به آنها با یکدیگر
صحبت نمیکنید. یا شاید هم با یکدیگر صحبت کردهاید اما صحبت شما به دعوایی
غیرمنصفانه تبدیل شده است، در نتیجه شما نتوانستهاید به یک راه حل منطقی
دست پیدا کنید. بهترین و سادهترین راه این است که در دعواها بر مسائل فعلی
تمرکز کنید و از مطرح کردن مشکلات گذشته بپرهیزید کنید.
قانون هشتم: به نوبت صحبت کنید
در
بیان افکار و منظور خود، نوبت را رعایت کنید. وقتی یکی از طرفین در حال
صحبت است، طرف دیگر باید سکوت کرده و گوش کند – واقعا گوش کند- ! برخی
افراد در دعوا تظاهر میکنند که به حرفهای طرف مقابل توجه میکنند اما در
واقع اینطور نیست. با رعایت نوبت و گوش کردن به حرفهای یکدیگر، شما نه
تنها میتوانید خواسته و نیاز خود را مطرح کنید، بلکه میتوانید از نیاز
همسرتان نیز آگاه شوید.
قانون نهم: به خودتان استراحت دهید
دعوا
و جدل کردن، خصوصا زمانیکه با خشونت همراه باشد، باعث میشود شما از لحاظ
روانی تحت فشار قرار بگیرید، به گونهای که فعالیت قسمتهای احساسی و اولیه
مغز شما، قسمتهای منطقی را تحتالشعاع قرار میدهد. در این مرحله،
هورمونهای استرس در خون شما منتشر میشوند. در چنین شرایط نامساعدی،
همکاری متقابل و تلاش برای حل مشکل تقریبا غیر ممکن میشود. اگر شما با
همین وضعیت به دعوای خود ادامه دهید، بحث و جدل شدت بیشتری میگیرد و شدت
بیاحترامی و رفتارهای نامتعارف افزایش مییابند. بهترین راه برای جلوگیری
از ایجاد چنین وضعیتی این است که شما مدتی را به خود استراحت دهید تا آرامش
خود را دوباره به دست آورید. از این فرصت استفاده کنید تا راجع به خودتان و
افکارتان فکر کنید. اینکه چرا شما اینگونه فکر میکنید و اینکه آیا نیازها
و خواستههای شما منطقی است یا نه. به دنبال راهی باشید که بتوانید از
طریق آن خودتان و خواستههایتان را به شکلی مثبت ابراز کنید. سعی کنید به
طرف مقابل و طرز فکر او نیز بیاندیشید. قبل از صحبت کردن همه چیز را
بسنجید. این استراحت باید حداقل نیم ساعت باشد. برای اینکه بدن شما دوباره
به حالت اولیه خود برگردد و افکار شما آرام و منطقی شوند، حداقل نیم ساعت
وقت لازم است. تغییراتی که در رفتار افراد پس از این استراحت ایجاد میشود
بسیار جالب و قابل توجه است.
نتیجهگیری
برای
برخی افراد، انجام چنین کارهایی بسیار سخت و جدید است، زیرا ذهنیت آنها از
دعوا و جدل بسیار متفاوت است با چیزی که ما به شما معرفی کردیم. این ذهنیت
معمولا نتیجه تربیت افراد و رفتارهای اعضای خانواده آنان است. بسیاری از
افراد در خانوادههایی
بزرگ شدهاند که داد زدن، کتک زدن و توهین کردن به یکدیگر امری کاملا
طبیعی برای حل اختلافات قلمداد میشده است. اگر افراد مدام در معرض چنین
رفتارهایی قرار بگیرند و هیچ الگوی رفتاری دیگری نداشته باشند، چنین
برخوردهایی برایشان عادی میشود. با خواندن این مطلب شما میتوانید رفتار
خود را بهتر ارزیابی کنید. ببینید آیا شما در حین دعوا به طرف مقابل توهین
میکنید؟ آیا داد میزنید؟ آیا خشونت فیزیکی از خود نشان میدهید؟… با
اینکار نقاط ضعف خود را بهتر میشناسید. بهتر است نتایجی که به آنها دست
پیدا میکنید را بر کاغذی یادداشت کنید. سپس در جهت رفع هر یک تلاش کنید.
اگر احساس میکنید ممکن است این قوانین را فراموش کنید، آنها را بر یک کاغذ
بنویسید و بر دیوار یا در یخچال نصب کنید تا همیشه مقابل چشمانتان باشد.
با پیروی از این قوانین توسط هر دو طرف دعوا، خواهید دید که حل مشکلات و
اختلافات، بسیار سادهتر از گذشته میشوند. از همه مهمتر، با به کارگیری
روشهای گفته شده، آسیبپذیری رابطه شما با همسرتان به شدت کاهش پیدا
میکند.
روز عرفه از اعیاد عظیم است اگر چه به اسم عید نامیده نشده و روزی است كه حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فراخوانده و سفره های جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر، و در خشمناك ترین اوقات خواهد بود، و روایت شده كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه صدای سائلی را كه از مردم كمك می نمود شنید، و به او فرمود: وای بر تو آیا از غیر خدا سوال می كنی در این روز و حال آن كه امید می رود در این روز برای بچه های در شكم كه فضل خدا شامل آنها شود و سعید گردند ...
پس در این روز در زیر آسمان روند و اعتراف و اقرار كنند نزد حق تعالی به گناهان خود تا سعادتمند گردند به ثواب عرفات و گناهانشان آمرزیده گردد و مشغول گردند به اعمال و ادعیه عرفه كه از حجج طاهره علیهم السلام روایت شده است؛ برای اطلاع بیشتر به كتاب مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی اعمال روز عرفه مراجعه نمایید.
عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می كنند و به دعا و نیایش میپردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مكرمه باز میگردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد.
و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است. (1)
حضرت آدم (ع) در عرفات:
فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ
آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن بسوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است.
طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:
ـ چرا گریه می كنی ای آدم؟
ـ چگونه می توانم گریه نكنم در حالیكه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.
ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و بسوی او بازگرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل بهنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:
خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك
جز تو خدایی نیست لا الهَ الاّ اَنْتْ
كار بد كردم و بخود ظلم نمودم عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی
به گناه خود اعتراف می كنم وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی
تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ
آدم (ع) تا بهنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می ریخت، وقتیكه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......
حضرت ابراهیم (ع) در عرفات
در صحرای عرفات، جبرئیل، پیك وحی الهی، مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).
پیامبر اسلام (ص) در عرفات
و نیز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر این سوره را كه از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احكام كلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.
و طبق مشهور میان محدثان پیامبر (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:
...... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نكنم. شما به زودی بسوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی میشود. من به شما توصیه می كنم هركس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اكیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می كنم كه به زنان نیکی کنید زیرا آنان امانت های الهی در دست شما هستند و با قوانین الهی برشما حلال شده اند.
هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیری از اموال مسلمانان بر مسلمان دیگری حلال نیست مگر این که به طیب خاطر به دست آورده باشد.
خواندن دعای عرفه امام حسین(ع) بسیار نیكو و عالی است. لكن مناجات با خدا تنها به خواندن دعای عرفه نیست. خیلی خوب است كه انسان از معصوم یاد بگیرد كه چگونه با خدا سخن بگوید، و بلكه به همان بیان مناجات كند؛ ولی هنگامی كه نمی شود، كافی است كه در مسیر رفت و برگشت دانشگاه زیر لب با خدا حرف بزنید؛ خیلی صمیمی و ساده. در دل به یاد او باشید و واقعاً از او استغفار كنید و با خود عهد تازهای ببندید و با این كار عرفه را به خوب درك نموده اید.
شب نهم از شبهاي متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در اين شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:
1- دعايي که با با اين عبارت آغاز ميشود، خوانده شود اَللّهُمَّ يا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ يا مُبْتَدِئاً كه روايت شده هر كس آن را در شب عرفه يا در شبهاى جمعه بخواند خداوند او را بيامرزد.
2- [به نقل كفعمى ] تسبيحات عشر را كه در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .
3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَيَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نيز وارد است، خوانده شود.
4- زيارت امام حسين عليه السلام .
روز نهم روز عرفه و از اعياد عظيمه است اگرچه به اسم عيد ناميده نشده است . عرفه روزى است كه حق تعالى بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره هاي جُود و احسان خود را براى ايشان گسترانيده و شيطان در اين روز خوار و حقيرتر و راندهتر و خشمناكترين اوقات خواهد داشت و روايت شده كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام در روز عرفه صداي سائلي را شنيد كه از مردم تقاضاي کمک مىنمود. امام به او فرمود: واى بر تو آيا در اين روز از غير خدا تقاضا مىكنى؟ حال آن كه در اين روز اميد مىرود که بچههاى در شكم هم از فضل خدا بي نصيب نمانند و سعيد شوند.
براى اين روز اعمالي ذکر شده است:
1- غسل که مستحب است قبل از زوال انجام شود .
2- زيارت امام حسين عليه السلام ،
كه از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احاديث، در كثرت فضيلت زيارت آن حضرت در اين روز متواتر است و اگر كسى توفيق يابد كه در اين روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات است نيست.
3- بعد از نماز عصر پيش از آن كه مشغول به خواندن دعاهاى عرفه شود در زير آسمان دو ركعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالى به گناهان خود اعتراف و اقرار کند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزيده گردد. پس چون وقت زوال شد زير آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نيكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز اقامه كند. در ركعت اوّل بعد از حمد، توحيد و در دوم بعد از حمد، قُل يا اَيُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار ركعت نماز گزارد که در هر ركعت بعد از حمد، توحيد پنجاه مرتبه بخواند. كه اين نماز، همان نماز حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است .
4- شيخ كفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى كسى كه ضعف پيدا نكند و مانع دعا خواندن او نشود.
5- مستحب است غسل پيش از زوال و زيارت امام حسين عليه السلام در روز و شب عرفه .
6- تسبيحات حضرت رسول صَلَّى اللهِ عَلِيهِ وَ آله در روز عرفه
که در ذيل ميآيد:
سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ
منزه است خدايى كه در آسمان است عرش او منزه است خدايى كه در زمين است فرمان و حكمش
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبيلُهُ
منزه است خدايى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدايى كه در دريا راه دارد
سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدايى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدايى كه در بهشت رحمت او است
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِيمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ
منزه است خدايى كه در قيامت عدل و دادش برپا است منزه است خدايى كه آسمان را بالا برد منزه است خدايى
الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَيْهِ پس
كه زمين را گسترد منزه است خدايى كه ملجا و پناهى از او نيست جز بسوى خودش * *
بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه و بخوان
منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر از توصيف است .
7- سوره توحيد صد مرتبه و آية الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه خوانده شود و دعاي ذيل خوانده شود:
لااِلهَاِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَ يُميتُ
معبودى جز خدا نيست يگانه اى كه شريك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بميراند
وَيُميتُ وَيُحْيى وَهُوَ حَىُّ لا يَموُتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ َقديرٌ
و بميراند و زنده كند و او است زنده اى كه نميرد هرچه خير است بدست او است و او بر هر چيز توانا است.
ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَ اَتوُبُ اِلَيْهِ
آمرزش خواهم از خدايى كه معبود بحقى جز او نيست كه زنده و پاينده است و بسويش توبه كنم
ده مرتبه يا اَللّهُ ده مرتبه يا رَحْمنُ ده مرتبه يا رَحيمُ ده مرتبه يا بَديعَ
اى خدا * اى بخشاينده * اى مهربان * اى پديدآرنده
السَّمواتِ وَالاْرْضِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه يا حَىُّ يا قَيُّومُ ده
آسمانها و زمين اى صاحب جلالت و بزرگوارى * اى زنده و اى پاينده*
مرتبه يا حَنّانُ يا مَنّانُ ده مرتبه يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه امينَ ده مرتبه
اى پرعطا اى پرنعمت * اى كه معبودى جز تو نيست * اجابت كن *
8- ذكر صلوات از حضرت صادق عليه السلام
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ يا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ يا
خدايا از تو خواهم اى كسى كه او نزديكتر است به من از رگ گردن اى
مَنْ يَحوُلُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلى وَبِالاُْفُقِ
كه حائل شود ميان انسان و دلش اى كه او در ديدگاه اعلى است و در افق
الْمُبينِ يا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى يا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ
آشكارى است اى كه او بخشاينده است و بر عرش استيلا دارد اى كه نيست مانندش
شَىْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد
چيزى و او شنوا و بينا است از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد .
و بخواه حاجت خود را كه برآورده خواهد شد انشاءالله تعالى پس بخوان اين صَلَوات را كه از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه بخواهد مسرور كند محمّد و آل محمّد را در صَلَوات بر ايشان بگويد:
اَللّهُمَّ يا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطى وَ يا خَيْرَ
خدايا اى بخشنده ترين عطابخشان و اى بهترين
مَنْ سُئِلَ وَيا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى
درخواست شدگان و اى مهربانترين كسى كه از او مهربانى جويند خدايا درود فرست بر محمد و آلش در
الاَْوَّلينَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الاَّْخِرينَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ
زمره پيشينيان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسينيان و درود فرست بر محمد
و َآلِهِ فِى الْمَلاَءِ الاَْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِى الْمُرْسَلينَ
و آلش در ساكنين عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلين
اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسيلَةَ وَالْفَضيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ
خدايا عطا كن به محمد و آلش مقام وسيله و فضيلت و شرف و رفعت
وَالدَّرَجَةَ الْكَبيرَةَ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
و درجه بلند خدايا من ايمان آوردم به محمد صلى الله عليه و آله
وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْنى فِى الْقِيمَةِ رُؤْيَتَهُ وَارْزُقْنى صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّنى
با اينكه او را نديده ام پس در روز قيامت از ديدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشينى او را روزيم فرما
عَلى مِلَّتِهِ وَاسْقِنى مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِيّاً سآئِغاً هَنَّيئاً لا اَظْمَاءُ
و بر كيش او بميرانم و بنوشانم از حوض او (حوض كوثر) نوشاندنى سيراب و جانبخش و گوارا كه
بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ اَللّهُمَّ اِنّى آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى
پس از آن هرگز تشنه نشوم كه براستى تو بر هرچيز توانايى خدايا من ايمان آورده ام به محمد صلى
اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْنى فِى الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً
الله عليه وآله و او را نديده ام پس در بهشت رويش را به من نشان ده خدايا برسان به محمد
صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مِنّى تَحِيَّةً كَثيرَةً وَ سَلاماً .
صلى الله عليه و آله از جانب من تحيتى بسيار و سلامى .
9- دعاي ام داود خوانده شود .
10- اين تسبيح را كه ثواب آن بسيار است گفته شود:
سُبْحانَ اللّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ
منزه باد خدا پيش از هر كس و منزه باد خدا پس از هركس و منزه باد خدا با هركس و منزه باد
اللّهِ يَبْقى رَبُّنا ويَفْنى كُلُّ اءَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَفْضُلُ تَسْبيحَ
خدا كه باقى ماند پروردگار ما و فانى شود هركس و منزه باد خدا تنزيهى كه فزونى گيرد بر تسبيح
الْمُسَبِّحينَ فَضْلاً كَثيراً قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَفْضُلُ
تسبيح گويان فزونى بسيارى پيش از هركس و منزه باد خدا تنزيهى كه فزونى گيرد بر
تَسْبيحَ الْمُسَبِّحينَ فَضْلاً كَثيراً بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً
تسبيح تسبيح گويان فزونى بسيارى پس از هركس و منزه باد خدا تنزيهى كه
يَفْضُلُ تَسْبيحَ الْمُسَبِّحينَ فَضْلاً كَثيراً مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَ سُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَفْضُلُ تَسْبيحَ الْمُسَبِّحِينَ
فزونى گيرد بر تسبيح تسبيح گويان فزونى بسيار با هر كس ، و منزه باد خدا تنزيهى كه فزونى گيرد بر تسبيح تسبيح گويان
فَضْلاً كَثيراً لِرَبِّنَا الْباقى وَيَفْنى كُلُّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً لا يُحْصى وَلا يُدْرى وَلا يُنْسى وَلا
برترى بسيارى براى پروردگار ما كه باقى ماند و جز او فانى شودهر كس و منزه باد خدا تنزيهى كه به شماره در نيايد و دانسته نشود و فراموش نگردد و
يَبْلى وَلا يَفْنى وَلَيْسَ لَهُ مُنْتَهى وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَدوُمُ
كهنه نشود و فنا نپذيرد و انتهايى برايش نباشد و منزه باد خدا تنزيهى كه دوام داشته باشد
بِدَوامِهِ وَيَبْقى بِبَقآئِهِ فى سِنِى الْعالَمينَ وَشُهوُرِ الدُّهوُرِ وَاَيّامِ
به دوام او و باقى ماند به بقاى او در طول سالهاى اين جهان و ساير جهانيان و ماههاى اين روزگار و هر روزگار و روزهاى
الدُّنْيا وَساعاتِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَسُبْحانَ اللّهِ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ الاَْبَدِ مِمّا
دنيا و ساعات شب و روز و منزه باد خدا تا جاويدان است جاويد و همراه با جاويد بدانسان كه
لا يُحْصيهِ الْعَدَدُ وَلا يُفْنيهِ الاَْمَدُ وَلا يَقْطَعُهُ الاَْبَدُ و َتَبارَكَ اللّهُ
شماره اش نتوان كرد و زمان و مدت آنرا به فنا نكشاند و قطعش نكند ((هرگز)) و بزرگ است خدا
اَحْسَنُ الْخالِقينَ پس بگو: وَالْحَمْدُ لِلّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ لِلّهِ بَعْدَ كُلِّ
بهترين آفريدگان * و ستايش خاص خدا است پيش از هركس و ستايش از آن او است پس از هر
اَحَدٍ تا آخر دعا لكن بجاى هر سُبْحانَاللّهِ الْحَمْدُلِلّهِ بگو و چون به اَحْسَنُ
كس * منزه است خدا و ستايش خاص خداست * بهترين
الْخالِقينَ رسيدى بگو: لا اِلهَ اِلا اللّهُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر بجاى سُبْحانَ اللّهِ
آفريدگان * معبودى نيست جز خدا پيش از هركس * منزه است خدا
لا اِلهَ اِلا اللّهُ مى گوئى و بعد از آن بگو: وَاللّهُ اَكْبَرُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر كه بجاى
جز او خدايى نيست * و خدا بزرگتر است از توصيف پيش از هر كس *
سُبْحانَ اللّهِ اَللّهُ اَكْبَرُ مى گوئى پس مى خوانى دعاى : اَللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاءَ وَتَهَيَّاءَ را كه
منزه است خدا و خدا بزرگتر است از توصيف
11- دعاي امام حسين عليه السلام در روز عرفه خوانده شود.
12- در آخر روز عرفه اين دعا خوانده شود :
يا رَبِّ اِنَّ ذُنُوبى لا تَضُرُّكَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَكَ لى لا تَنْقُصُكَ فَاَعْطِنى ما لا
پروردگارا همانا گناهان من زيانى به تو نزند و محققاً آمرزش تو از من نقصانى به تو نرساند پس عطا كن به من
يَنْقُصُكَ وَاغْفِرْ لى ما لايَضُرُّكَ و ايضا بخوان : اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْنى خَيْرَ ما
آنچه را نقصانت نرساند و بيامرز برايم آنچه را زيانت نزند * خدايا محرومم مكن از آن خيرى كه
عِنْدَكَ لِشَرِّ ما عِنْدى فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْنى بِتَعَبى وَ نَصَبى فَلا
نزد تو است بخاطر آن شرى كه در پيش من است پس اگر تو به رنج و خستگيم رحم نمى كنى پس
تَحْرِمْنى اَجْرَ الْمُصابِ عَلى مُصيبَتِهِ
محرومم مدار از پاداش مصيبت ديده اى بر مصيبتش .
13- دعاي مشلول خوانده شود.
1)پسرا اگه دختری رو از روی زیبایی بگیرن، بخاطر زیبایی یکی دیگه ولش میکنن
2)پسرا هنگامی که دختری می گه برام پول خرج کن فکر می کنن در قبال این کار دختره می خواد خدمات جنسی بده
3)پسرا بیشتر از دخترایی که عشوه و ناز میرن خوششون میاد، دخترایی که مردونه رفتار نمی کنن
4)پسرا از اعتماد به نفس دخترا حس مردونگی می گیرن
5)پسرا وقتی یه پیر زن 80 ساله رو هم که میبینن ضربان قلبشون میره بالا، اما به روشون نمیارن
6)پسرا از دخترایی که از دوست پسر قبلی شون حرف میزنند فرارین
7)پسرا وقت خواب دخترایی که در طول روز دید زدن رو تو فکرشون مرور میکنن
8)پسرا وقتی جمع هستند دوست دارن از دوست دخترشون واسه پز دادن به دوست پسراشون حرف بزنن
9)پسرا عاشق دخترای معصوم هستند البته واسه ازدواج
10)پسرا چونکه از دخترا آرامش میگیرن همیشه به فکرشونن
یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. اوالگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش است.
درس امروز درسی پایه ای و اساسی است، در مورد پایه و اساس مرد بودن است. با کلیه ی اطلاعاتی که در دست دارم، مطمئن هستم که شما بحث درمورد چنین مسائلی را بی فایده می دانید و خواهید گفت چرا وقتی مسائل مهمتری مثل کار و تجارت هست، باید چنین چیزهایی یاد بگیرید.
پاسخ این سوال بسیار ساده است:
برای ساختن یک خانه فوق العاده، ابتدا باید یک فونداسیون محکم بسازید تا بتوانید سایر چیزهای زیبا را روی آن قرار دهید برای ساختن یک مرد بزرگ نیز، نیاز به یک پایه و اساسی استوار و مستحکم است تا بعد بتوانید چیزهای کوچک دیگر را روی آن اضافه کنید.
طی چند سال گذشته به من ثابت شده که اکثر مردها فاقد این فونداسیون و بنیاد هستند تا بتوان به آنها قانون ها و اصول دیگر را آموزش داد. تعاریف بسیاری برای یک مرد وجود دارد و افراد مختلف نظریه های متفاوتی دارند. اما من در اینجا آنچه واقعاً لازم است بدانید را برایتان آورده ام.
ویژگی اول: یک مرد واقعی محکم و قوی است
یک مرد واقعی بخاطر هر چیزی گریه نمی کند، زاری نمی کند، شکایت از چیزی نمی کند، تمارض نمی کند، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشک مراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار می گذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مرد واقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن و سرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است و نمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید.
ویژگی دوم : یک مرد واقعی متمرکز است
یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را می فهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند، نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برای انجام این کارها هم دلیل داشته باشد. یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانواده اش متمرکز می کند. هیچگاه خود را روی مسائل جنسی متمرکز نمی کند. روابط جنسی در نتیجه ی داشتن قدرت، پول و خانواده، خود به خود به سراغش می آید.
ویژگی سوم : یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند
ویژگی چهارم : یک مرد واقعی غیبت نمی کند
یک مرد واقعی اطلاعاتش را درمورد دیگران پیش خود نگاه می دارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند و درمورد چیزهایی که از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند.
ویژگی پنجم : یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست
هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که از عهده انجام قولی بر نمی آید، هیچ وقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را به شکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد.
ویژگی ششم : یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد
یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش. یک مرد واقعی هیچ گاه اجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند.
ویژگی هفتم : یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دست می آورد
یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند. و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگر از پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند.
ویژگی هشتم : یک مرد واقعی زن نما نیست
یک مرد واقعی در گوشهایش گوشواره نمی اندازد و موهایش را بلند نمی کند . یک مرد واقعی باید حداقل سه دست کت و شلوار در کمد داشته باشد و حداقل سه بار در هفته باید کت و شلوار بپوشد. یک مرد واقعی می داند که چطور باید شیک باشد.
1.پسرها غیب گو نیستند به آنها واضح و روشن بگویید چه می خواهید.
2.پسرها عروسک خیمه شب بازی شما نیستند ؛ حسادت آنها را مقابل دوستان تان تحریک نکنید.
3.بدترین چیز برای پسرها این است که ببینند دخترها معتاد به سیگارند.
4.پسرها عاشق دخترهایی هستند که ورزشکارند و به اندام شان توجه می کنند.
5.دخترانی که نمی توانند به حققیت گوش کنند پس سئوالی نپرسند.
6.از پسرها انتظار نداشته باشید که هر چه در فیلم های رمانتیک و عاشقانه می بینید را برای شما تکرار کنند.
7.پسری که عاشق شماست ، دوست دارد تنها کسی باشد که با او حرف می زنید.
8.پسرها معمولا مهربانند و دوست دارند برای خوشحال کردن شما تلاش کنند. بهتر است این را بدانید.
9.پسرها هرکاری می کنند تا توجه دختری که دوستش دارند را به خود جذب کنند.
10پسرها از مشاهده آشپزی دخترها به وجد می آیند.
دکتر گینورد آدامز» سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج در دانشگاه پنسیلوانیا، کتابی تحت عنوان «چگونه دوست خود را انتخاب می کنید» منتشر کرده و در آن راجع به ازدواج مطالب مهمی نوشته است. در این کتاب دکتر «آدامز» دخترانی را که قصد ازدواج دارند راهنمایی و ارشاد کرده و آنها را از ازدواج با «۸» نوع مرد که به عقیده ی او خطرناک هستند بر حذر داشته است.
نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطی
این نوع مرد ممکن است برای زن چهار مشکل بزرگ ایجاد کند : اختلاف عقیده ی دایمی ، نزاع همیشگی ، عصبی بودن و سختی معاشرت.
نوع دوم: مرد عصبی مزاج
این نوع مرد ، در واقع یکی از انواع مردانی است که دکتر آدامز اصلاً سخن گفتن با آنها را نیز برای دختران خطرناک می داند. چنین مردانی که روحی عصبی دارند با همسر خود سر کوچک ترین مسأله نزاع و مشاجره ی سختی می کنند و یک زندگی شیرین و مفرح را به کام همسر بدبخت و بچه های بیگناه و حتی آشنایان دور و نزدیک تلخ می سازند!.
نوع سوم : شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی
شوهری که در امور مالی زن بسیار سختگیری میکند و سر سوزنی گذشت ندارد ، به درد زندگی نمی خورد. البته مقصود این نیست که باید زن بی اجازه ی شوهر هر چه میخواهد خرج کند ، بلکه دکتر آدامز معتقد است که بیشتر مشاجراتی که در خانه روی می دهد فقط بر سر پول است. حال آنکه در اصل نباید چنین باشد ، خیلی از زن و شوهرها چندان که به پول اهمیت می دهند، هرگز برای تربیت بچه ها ارزش قایل نیستند، البته زن و شوهر به واسطه ی پول مشاجره نمی کنند، بلکه در اکثر اوقات طریقه ی خرج کردن آن است که موجب سر و صدا و نزاع ایشان میگردد. پس زنی که به خوبی مدیریت خانه را انجام میدهد، پول را با حساب و کتاب و مناسب خرج میکند و یک شاهی را هم حرام نمی کند و باز مورد شماتت و سختگیری شوهر قرار می گیرد، حق دارد گلایه مند باشد.
نوع چهارم : مردی که سریع و آسان دروغ می گوید!
شوهرانی که برای پیشرفت مقاصد خود ، دروغ های کوچکی می گویند و یا گاه این کار را برای تمسخر همسر خود انجام میدهند. بالاخره یک روز کارشان به دادگاه خانواده می کشد. این گروه مردان همواره در دنیایی از وهم و خیال در پروازند و معمولاً فراموشکار هم میشوند و تمام دروغ هایی را که گفته اند از یاد می برند چون از قدیم گفته اند که دروغگو همیشه فراموشکار است"!.”
نوع پنجم : مردان فراری از میدان مبارزه!
پنجمین گروه مردانی هستند که از موانع و مشکلات فراری هستند و به جای اینکه از مشکلات زندگی استقبال کرده و در رفع آن کوشا باشند ، فرار را بر قرار ترجیح میدهند. طبیعی است مردانی که حاضر نیستند به جنگ موانع و مسایل زندگی بروند و همواره میدان مبارزه را ترک می گویند، در زندگی زناشویی هم برای همسر خود تکیه گاه مناسبی نخواهند بود.
نوع ششم : مردان نامنظم و بی ادب در نزاکت!
ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاکت نیز به صلاح نیست. بی نظمی خواه در تعیین وقت ، خواه در لباس و غذا و یا هر چیز دیگر، شما را از زندگی بیزار میکند.
نوع هفتم : مردانی متعلق به خویشاوندان خود!
شوهری که فقط به اقوام و خویشان خودش تعلق دارد نیز از جمله شوهرانی است که ابداً به درد شما نمی خورد. چون این گونه مردان اصلاً به شما متعلق نیستند و از آن دردانه های عزیز کرده ی پدر و مادر خود هستند که می خواهند همیشه کنار آنها باشند . پس چه وقت میتواند به شما رسیدگی کند، چه وقت فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج اعتقاد دارد که زندگی با این نوع مردان، همواره اختلاف در منزل به وجود می آورد و حرفهای بی مورد و بی ارزش همیشه در منزل شما منعکس میشود که به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد.
نوع هشتم : مردان راحت طلب!
شوهر راحت طلب، از جمله خطرناکترین مردان جهان خلقت است . مردی که بی هدف و بیهوده پشت شیشه رستورانی نشسته، از پنجره بیرون را تماشا می کند و پک به سیگارش می زند و وقت کشی می کند، یا مردی که در خیابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و یا با اتوبوس به اول خط و آخر خط می رود و مردم را تماشا می کند و با آسودگی خاطر وقت خود را بی سبب تلف می کند، موجودی است که خوشبختی در کنار او امکان ندارد، بلکه اساساً زندگی با چنین مرد راحت طلب و بی درد و سهل گذرانی به هیچ وجه صلاح نیست.
به گزارش خبرنگار علمي باشگاه خبرنگاران پزشکان با مطالعه برروي 24000 بيماربالاي 20
سال که عمل جراحي قلب باز انجام شده اند دريافته اند که از ميان اين افراد آن عده
اي که به طور مرتب ودوره اي توسط پزشکان معاينه و ويزيت مي شده اند تا 33درصد
کمتر احتمال عود مجدد بيماري را پيدا کرده اند.
گفتني است: براساس اين مطالعه از ميان اين بيماران 69درصد از بيماران به طور مرتب
توسط پزشک معاينه مي شده اند و در حدود 29درصد از افراد اصلا نزد پزشک نمي
رفتند و 9درصد نيز به طور نامرتب توسط پزشک متخصص مورد بررسي و مانيتور روند
بهبودو عوارض جانبي قرار ميگرفتند.
پزشکان به افرادي كه دچار بيماري هاي قلبي که عمل جراحي انجام داده اند توصيه
مي کنند تا براي بدست آوردن بهترين نتيجه و کمتر شدن مشکلات قلبي خود به طور
مرتب با پزشک قلب خود در ارتباط باشند.
موسی مندلسون قدّی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت.موسی مندلسون پدر بزرگ آهنگساز
شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود.
دخترها از گوش خام می شوند و پسر ها از چشم!
( البته بنظرم الان دخترا هم با چشم و گوش گول میخورن ولی پسرا همچنان با چهره و چشم!)
مرز روابط را چطور تعیین کنند؟ وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها
دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟
چه کنند که طرف مقابل را قانع کنند و در مقابل دام هایی که برایشان پهن شده چه جوابی بدهند؟
تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در
برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند. در این
مواقع به احتمال زیاد طرف مقابل شما با زبان چرب و نرم حرف هایی می زند که ممکن است شما را به فکر
فرو برد اما اگر از قبل برای هر کدام از این حرف ها جوابی آماده داشته باشید، می توانید به راحتی از دام ها فرار کنید.
می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست.
بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.
می گوید: رفتار تو مثل یک بچه کوچک است...
بگو: اتفاقا رفتار من مثل آدم های باتجربه است. به اطرافت نگاه کن ببین ارتباط بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه چقدر جوان ها را بدبخت کرده است.
می گوید: تو کنجکاو نیستی. فکر می کنی به یک بار تجربه کردن نمی ارزد.
بگو: من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم؛ اما معنایشا ین نیست که بخواهم خودم قربانی بشوم، یا موش آزمایشگاهی باشم. هرچه باشد، امکان صدمه دیدن من هست؛ پس نمی ارزد.
می گوید: همه این کار را می کنند.
بگو: اولا خیلی ها خویشتن دار هستند، ثانیا بیشتر کسانی که تو می گویی، سرانجام سرشکسته و متأسف می شوند و ثالثا من همه نیستم و می دانم که چه کاری برای من صحیح است.
می گوید: برای اینکه دوستت داشته باشند، باید بیشتر جلو بروی.
بگو: من نمی خواهم برای دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی از من سوءاستفاده کند.
می گوید: ولی من دوستت دارم.
بگو: پس به تصمیم من احترام بگذار و احساسات مرا پایمال نکن.
می گوید: به من نشان بده که چقدر دوستم داری.
بگو: من با خویشتن داری و انتظار کشیدن تا روز ازدواج به تو نشان می دهم که چقدر دوستت دارم.
می گوید: کسی که چیزی نمی فهمد.
بگو: خودم و خدای خودم که این را می فهمیم.
می گوید: تو مرا علاقمند و حالا نباید این طور رهایم کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بی انصافی و غیرانسانی است. چطور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟
بگو: من هیجانات نابجای تو نیستم و نمی توانم به قیمت راضی شدن تو، خودم را به گناه و عذاب وجدان و سرزنش بیندازم و خلاف آنچه که به صلاح زندگیم هست عمل کنم. تو باید خودت را کنترل کنی.
می گوید: اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند.
بگو: برایت متأسفم که مرا به خاطر این چیزها دوست داشتی؛ خوشحال می شوم که به سراغ دیگران بروی.
امروز سالگرد ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه(س) است؛ تعاون، تقوی و نیکی از جمله ارکان زندگی مشترک این دو بزرگوار است. حضرت زهرا هیچگاه درطول زندگانی پر فراز ونشیب خود از حضرت علی چیزی نخواست که اجابت آن برای امیرالمومنین مشکل باشد.
"ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها وجعل
بینکم موده ورحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون"؛ برایتان از جنس خودتان
همسرانی آفرید تا بدانها آرام گیرید ومیان شما دوستی و مهربانی نهاد، که در
این برای گروهی که اندیشه میکنند عبرت هاست. (سوره روم آیه 21)
اسلام
درباره مساله ازدواج تعقیب کننده مقاصدی وحیانی است. اصلی ترین وبنیادی
ترین امر از نظر اسلام تشکیل خانواده است وبه یقین مهمترین بحث دنیای امروز
نیز چالشهای پیش رو در این زمینه میباشد.
از آنجا که موانع بسیاری در مسیر ازدواجهای امروزین قرار دارد شاید
بتوان گفت تشکیل مرکزیتی قدرتمند چون خانواده امری است بس مشکل. دلیل اصلی
بروز چنین مشکلاتی در امر ازدواج درکنار موانع فرهنگی، تحقیقات ضعیف
ومطالعات ناقص، عدم شناخت مسائل مربوط به این امر بر مبنای قرآن و زندگانی اهل بیت (ع)است.
قطعا ویقینا استفاده از مفاهیم تعالی بخش قرآنی والگوگیری از زندگانی ائمه
(ع) بسیاری از مشکلات موجود در این حوزه را سامان میبخشد.
اول ذیحجه (برابر 26 مهر) به دلیل سالگرد پیوند آسمانی حضرت علی (ع) وفاطمه(س) به نام روز ازدواج نام گذاری شده، به همین جهت در این مقال نگاهی کوتاه میاندازیم به زندگانی مشترک این دو بزرگوار.
تحقق ازدواج علی (ع) وفاطمه (س) براساس وحی آسمانی وتوسط پیامبر (ص) و
با رضایت قلبی هر دو بزرگوار صورت گرفت. حضرت علی (ع) در سن 21 سالگی
وفاطمه (س) در سن 9 سالگی در تاریخ اول ذی الحجه سال دوم هجری زندگی خود را
آغاز کردند.
فاطمه (س) شخصیتی است که تمام جلوههای الهی وجبروتی در او جمع است؛ کسی
که به گواه تاریخ پس از بستن پیمان زناشویی با علی (ع) تا آخرین روز بر سر
پیمان خود ماند.
تعاون، تقوی و نیکی از جمله ارکان زندگی مشترک
این دو بزرگوار میباشد. زهرا (س)هیچگاه درطول زندگانی پر فراز ونشیب خود
از علی (ع) چیزی نخواست که اجابت آن برای حضرت مشکل باشد.
همکاری
علی (ع) با فاطمه (س) در امور خانه به صورتی بوده که هرکدام برای انجام
کارها از دیگری پیش قدم میشده اند. از جلوههای مطلوب زندگی این دو
بزرگوار تقسیم وظایف به صورتی عادلانه وعالمانه میباشد. عالمانه است به
این معنا که بر مبنای ساختار روحی وجسمی ومصلحت اجتماعی انجام گرفته
وعادلانه بدان جهت که توسط پیامبر (ص) انجام پذیرفت به این صورت که ایشان
کارهای داخل خانه را به فاطمه (س) وکارهای خارج از خانه را به علی (ع)
واگذار کردند.
محبت و انس حضرت علی (ع) وحضرت فاطمه (س) به یکدیگر به قدری وسیع وعمیق است که وقتی پیامبر (ص)از حضرت فاطمه پرسیدند : فاطمه جان رفتار شوهرت علی باتو چگونه است؟ فاطمه (س) بدون درنگ پاسخ دادند خوب است بسیار خوب است. گرچه زنان قریش مرا سرزنش میکنند که پدرت تو را به ازدواج کسی در آورد که دستش از مال دنیا خالی است.
پیامبر در پاسخ فرمودند : پدر وشوهر تو فقیر نیستند خداوند خزاین زمین
را از طلا ونقره بر من عرضه کرد. خدای سبحان به جهانیان نگریست واز میان
همه 2 نفر را انتخاب کرد من که پدر تو هستم وعلی که شوهر توست. شوهر تو
بهترین همسرهاست ومن تو را از نافرمانی اوبر حذر میدارم.
از آنجا
که هر مردی برای حل مشکلات گوناگون خارج از منزل به یک روحیه ی قوی نیازمند
است فاطمه (س) نیز از این امر دقیقا مطلع بوده واز جایگاه حساس وبلند شوهر
خویش علی (ع) آگاه است؛ به همین علت تمام کوشش او ایجاد محیط آرام در درون
خانه بود. امیرالمومنین برخورد فاطمه (س) را اینطور بیان فرمودند: هیچگاه
فاطمه (س) از من نرنجید واو نیز هرگز مرا نرنجاند او را به هیچ کاری مجبور
نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت. هرگاه به خانه می آمدم وبه زهرا (س) نگاه
می کردم تمام غم وغصه هایم برطرف میشد.
فاطمه (س) در تمام مبارزات سیاسی ونظامی مایه امید ودلگرمی علی (ع)بود ودر غیاب شوهر خویش خانه وفرزندان را به خوبی اداره میکرد.
وقتی علی (ع)از جبهه نبرد باز میگشت فاطمه به استقبال او میشتافت وبا روی گشاده ولبخند حاکی از افتخار به او مینگریست.
آری درتمام تاریخ کمتر خانهای را میتوان یافت که دو عنصر اساسی آن یعنی زن وشوهر هر 2 معصوم ودارای مرتبه ولایت وکمالات انسانی باشند.
اما هیچگاه برای فاطمه (س) دختر پیامبر بودن باعث نگردید تا آنچه را انجام دهد که خدا ناراضی است و چیزی طلب کند که در توان علی (ع) نباشد وعلی (ع) نیز هیچگاه به سبب حاکم بودن بر جامعه اسلامی سعی نکردند تا کاری را انجام دهند که خداوند از آن ناراضی است و هیچگاه با فاطمه (س)از موضع قدرت وتسلط برخورد نکرد.
بی شک گفتار وکردار علی (ع) وفاطمه (س) الگوی برتر ازدواج جامعه اسلامی است. الگویی که به یقین درست و قابل اعتماد میباشد ودستآورد آن فرزندانی است که در دامان این دو بزرگوار تربیت شدند وخود حماسه ای ویژه آفریدند.
همگان به تو غبطه می خورند و این به خاطر این است که در هیچ
کاری طمع نمی کنی و برای مال دنیا حریص نیستی. دل بزرگی داری و
برای همین خدا تو را از مال دنیا بی نیاز می سازد. عهدی را که بسته
ای فراموش نکن. تاج دانایی بر سرت می نهند فقط مواظب شیطان
باش تا صید او نشوی.
خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
به هر درش که بخوانند بیخبر نرود
طمع در آن لب شیرین نکردنم اولی
ولی چگونه مگس از پی شکر نرود
سواد دیده غمدیدهام به اشک مشوی
که نقش خال توام هرگز از نظر نرود
ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار
چرا که بی سر زلف توام به سر نرود
دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
که آبروی شریعت بدین قدر نرود
من گدا هوس سروقامتی دارم
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود
تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری
وفای عهد من از خاطرت به درنرود
سیاه نامهتر از خود کسی نمیبینم
چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود
به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید
چو باشه در پی هر صید مختصر نرود
بیار باده و اول به دست حافظ ده
به شرط آن که ز مجلس سخن به درنرود
امروز خیلی ناراحتم،وحشتناک دبرسم،هم خبر مرگ بابای زن عموم داغونم کرد
چون مرد خیلی خوبی بود دوسش داشتم {گریه فراووووووون} هم دادگاهی داشتم...
خدایا بازم شکرش چون تا وقتی تورو دارم غمم نیس!
اما الان واقعا اشکام تالبه چشمم اومدن نمیخام بریزن دوس ندارم الان بریزن...
همین ی ساعت پیش کلی گریه کردم بسه دیگه!
هیچی از اون اتفاقایی ک افتاده اونی نبوده ک فکرشو میکردم!
چی میخواستیمو ب چی رسیدیم و الان کجاییم...
تنها تو ورزش فعلا ی امیدی دارم... برای کارمم هی تلاشمو میکنم بالاخره جایی
میپذیرنم میدونم...
هنوز کم نیاوردما فقد از دست بعضی از نــــامَــــــردای مَــــــــرد نما دلم گرفته
گرفته ک چ عرض کنم شکسته داغوون شده له شده...
خداجووون ایقد ک دوس دارم توی همین سن و سالم بمیرم ارزوی بزرگتری ندارم...
چون اوج جووونی هنو اونقدا گناهم نکردم الان منو ببری خیلی بهتره از من گفتن
بود خود دانی...!
هـــــــی روزگـــــــــار جــــــــالب انــــگــــیــــز...عجب چیزی هستیو نمیدونستیماخخخ
بیخیال اینجاهم نمینوسم زیاد اصلا بزار برم همون اهنگامو گوش بدم زل بزنم ب دیوار
و برم تو فکر این خیلی بهتره ....
ولی خدا سر پیشنهادم فک کن ن تو ضرر میکنی ن من !
ن کسی از رفتنم غصش میشه بشه هم برا ی مدته کمه یادشون میره زود توهم
ی آدم دیگه میاد طرفت میتونی خوب کندوکاوش کنی بینم چرا بد یا خوب از اب
دراومده!
خدافظ خداجوووون برم یکم خلوت کنم با خودم دنیام دوستان ممنون ک ب نوشته ی
مزخرفم توجه کردین روزگار بر وقف مرادتون.....................
عصبانیت خود را به یک شکل بروز میدهد. بدترین حالت افراد مضطرب این است که
حتی نمیدانند که دقیقا چه چیزی میخواهند و تصویر ذهنی آنها فقط منفی و نگران
کننده است.
بعضی وقتها خشم دقیقا به خود ما یا حرفها و کارهایمان مربوط میشود و گاهی
اوقات هم ظاهرا هیچ ربطی به ما ندارد و آن را از جانب دیگران دریافت میکنیم. در
واقع عصبانیت یک پدیده شیمیایی است با تمام فعلو انفعالات شیمیایی محرک و
هیجانی که وجودشان به بقای ما کمک میکند. هنگامی که افراد به شدت عصبانی
میشوند، این واکنش بیرونی آنهاست که از واکنش تند فعل و انفعالات شیمیایی
درونی بدنشان ناشی میشود. البته این درست است که همه ما عصبانی میشویم
اما همه ما در شرایط یکسان، واکنشهای یکسان نداریم و به یک اندازه عصبانی و
خشمگین نمیشویم؛ مثلا به نظر میرسد بعضی افراد، نگران متولد میشوند زیرا
همیشه نگران بدپیش رفتن کارها هستند! آنها دائم نگران هستند و با دیدن هر
موقعیتی در مغز خود فقط یک تصویر بد و نگرانکننده از آن دارند و این موضوع باعث
میشود که اغلب مواقع نگران و مضطرب باشند.
بدترین حالت افراد مضطرب این است که حتی نمیدانند که دقیقا چه چیزی
میخواهند و تصویر ذهنی آنها فقط منفی و نگران کننده است. در این مواقع بهتر
است که ابتدا برای خود مشخص کنند که چه چیزی آنها را نگران کرده است و در
صورت امکان، عوامل نگرانکننده را از خود دور کنند و تصویر ذهنی درست و مثبتی
نسبت به شرایط موجود داشته باشند.
عیبجویی
یکی از عوامل بروز عصبانیت، عیبجویی و سرزنش کردن دیگران است. این
عیبجوییها معمولا به این دلیل اتفاق میافتد که برای شخص موردنظر مشکل است
مسئولیت کاری را که انجام داده بپذیرد یا به خاطر تاثیر بر کارش از دیگران عذرخواهی
کند. شاید خودش میداند که مقصر است؛ اما دوست ندارد که آن را بپذیرد و از اینکه
میداند دائم اشتباهات خود را تکرار میکند ناراحت است ولی دوست ندارد قبول کند
اشتباه میکند بنابراین میکوشد اشتباه خود را به دیگران نسبت دهد. بعضیها هم
عذرخواهی و قبول مسئولیت را نشانه ضعف میدانند اما در هر شرایطی و در
هرموقعیتی (مدرسه، محل کار، خانه یا در جمع دوستان و...) پذیرش فرهنگ
مسئولیتپذیری بدون وجود سرزنش است.
مقاومت در برابر تغییر
برخی افراد حتی در برابر کوچکترین تغییری مضطرب و نگران میشوند و معمولا واژه
«تغییر » آنها را عصبانی میکند. در واقع واژه تغییر برای کسانی که به آن با دیده
منفی مینگرند به معنای نتوانستن و تبدیل شرایط بدتر است. آنها از عمل کردن
وحشت دارند و در اینگونه موارد در ذهن خود هر اتفاق بدی را که در گذشته برایشان
افتاده دوباره زنده میکنند. البته کمی نگرانی از تغییر، ریسک یا موضوعات ناشناخته
کاملا طبیعی است؛ زیرا بدن ما برای غلبه بر این نگرانی میزان آدرنالین خون را افزایش
میدهد و باعث نگرانی میشود. نگرانی بسیار طبیعی است اما در بعضی مردم این
موضوع تبدیل به یک فوبیای آزاردهنده میشود؛ به طوری که حتی فقط با اندیشیدن
به تغییر، تصاویر بسیار زنده، قوی و وحشتناکی از مشکلاتی که ممکن است اتفاق
بیفتد در ذهنشان زنده میشود و به جای اینکه آنها قادر به کنترل و اداره شرایط
باشند، تحت کنترل این تصاویر ذهنی قرار میگیرند.
البته هرچه مدت زمان نگرانیشان بیشتر باشد
احتمال ظهور فوبیا (ترس) نیز در آنان
بیشتر خواهد شد؛ زیرا زمان بیشتری را به اندیشه و تصور آنچه اتفاق خواهد افتاد
گذراندهاند. افرادی که از تغییرات میترسند، فکر میکنند امکان دارد بعد از تغییر
امنیتشان از بین برود و اوضاع بدتر شود. بدین ترتیب ترجیح میدهند به جای اینکه
تغییر کنند در همان شرایط قبل باقی بمانند. یکی از دلایل بروز عصبانیت و اضطراب
زمانی است که با دیگران وارد رقابت میشویم و به نتیجه دلخواه خود نمیرسیم. ما
معمولا فراموش میکنیم همین که وارد رقابتی میشویم، تجارب بسیار گرانبهایی به
دست میآوریم و میتوانیم خیلی چیزها بیاموزیم اما این بدان معنا نیست که حتما
باید برنده شویم. بعضی افراد روحیه رقابتجویانهای دارند و میخواهند همیشه برنده
باشند و بهترین نتیجه را بگیرند.
افراد برای
مباره با ناراحتی هنگام شکست باید از قبل خود را برای هرگونه نتیجهای
آماده کنند و همیشه منتظر برنده شدن نباشند. تاقبل از شروع هر نوع رقابتی با تمام
توان، تلاش خود را به کاربندند ولی پس از اعلام نتیجه، عصبانیت و ناراحتی هیچ
فایدهای ندارد و فقط توان فرد را برای مبارزات بعدی از بین میبرد. اما بعضی افراد
بسیار سرسخت هستند و پذیرش هر شکست و مشکلی برایشان خیلی سخت و
ناراحتکننده است. این افراد باید برای رسیدن به آرامش و قبول شرایط جدید تمرین
بسیاری داشته باشند تا هنگام قرارگرفتن در شرایط نامطلوب بتوانند واکنش مناسبی
داشته باشند و به علاوه خیلی عصبانی و غمگین نشوند چون تحقیقات ثابت کرده
افراد عصبانی و خشمگین که معمولا در این حالت به سر میبرند و با کوچکترین
تلنگری خیلی زود به هم میریزند و کنترل رفتار خود را از دست میدهند در مقایسه
با افراد آرام و خونسرد که هنگام بروز مشکلات میتوانند واکنش صحیحی داشته
باشند و به اصطلاح آرامش خود را حفظ کنند در معرض خطرات جسمانی بیشتری
قراردارند. بسیاری از این افراد معمولا مبتلا به زخممعده یا میگرن میشوند و اغلب
ناراحتیهای گوارشی دارند.
ایجاد تغییر
این جمله را به خاطر بسپارید که شما خود مسبب ناراحتیها و شادیهایتان خود
هستید. اما باید بدانید که اگر هم نگران و ناراحت هستید، خودتان با رفتارهای
آزاردهنده موجب بروز این نگرانی شدهاید. البته شاید بدون اختیار نگران و ناراحت
نمیشوید بلکه به طور آگاهانه و ناآگاهانه برای خود ناراحتی به وجود میآورید.
بنابراین وقتی توان ناراحت کردن خود را دارید پس قاعدتا
توان این را هم دارید که کمتر
رفتارهای خشمگینانه و ناراحتکننده برای خود داشته باشید و کمتر باعث ناراحتی
خود شوید.
شما هر کاری را با هدفی
خاص شروع میکنید و شاید بعد از مدتی با ناملایمات و
ناراحتیهایی مواجه شوید؛ در این هنگام توجه به این موارد میتواند تا حدودی به
شما کمک کند تا نسبت به رفتار خود دقیقتر شوید:
- شکست شما در تحقق یک خواسته مانند قبولی در یک دوره آموزشی، کار، ورزش یا
ایجاد یک رابطه که نمیتواند موفق شود.
- به ویژه باورهای نامعقول درباره شکست یا طرد شدن؛ مثلا این باور که «نباید
شکست بخورم!»، «باید مورد تأیید همه باشم!»، «شکست خیلی سخت و غیرقابل
تحمل است» و «اگر نتوانم مورد توجه دیگران واقع شوم آدم بیارزشی هستم!»
-
نتایجی که به دنبال باورهای نامعقول هنگام ناملایمات و گرفتاریها برای
شما ایجاد
میشوند؛ مثل احساس افسردگی و اضطراب شدید و رفتارهای خودشکنانه با تسلیم
شدن و صرف نظر کردن از اهدافتان مانند رها کردن تحصیل، تلاش نکردن برای انجام
کار مناسب، شرکت نکردن در فعالیتهای ورزشی و دوری کردن از ایجاد رابطه و پیدا
کردن دوستان صمیمی.
طبیعی است که هر کس در زندگی
خواستهها و آرزوهایی دارد که میخواهد به آنها
برسد؛ مثلا فرض کنید شما خواهان داشتن ارتباطی صمیمی و لذتبخش با فردی
هستید که میخواهید شریک شما در زندگی باشد، اما نظر او به هر دلیلی با شما
هماهنگ نیست و در این ارتباط شما با نوعی شکست مواجه میشوید. در این هنگام
احساساتی منفی اما لازم در وجودشما به وجود میآیند، این احساسات منفی از این
جهت لازم به شمار میآیند؛ که وجود آنها به عنوان انگیزهای خواهد بود تا شما هیچ
گاه ناامید نشوید و به تلاش و کوشش خود در جهت یافتن هدف خود ادامه دهید.
اگر
به این دلیل که مورد قبول واقع نشدهاید دچار افسردگی شوید، ممکن است بعد
از
آن هم در موارد مشابه با خجالت و کمرویی با دیگران برخورد کنید و شاید هم هرگز
نخواهید برای خواسته خود تلاش کنید، زیرا فکر میکنید با این وضع دیگر کسی
نمیتواند شما را بپذیرد و خود شما هم مایل نیستید با کسی ارتباط دوستانهای
برقرار کنید.
اما نکته جالبی که در اینجا وجود دارد این
است که شما میتوانید هیجانات و
رفتارهایتان را خودتان انتخاب کنید؛ بدین معنا که وقتی برای رسیدن به اهدافتان با
مشکل مواجه میشوید، این خود شما هستید که تصمیم میگیرید چگونه رفتار کنید.
شما همیشه بعد از یک تجربه ناموفق که مانع رسیدن شما به خواستههایتان شده،
عکسالعمل خاصی نشان میدهید، اما اینکه عکسالعملتان چگونه باشد تاحد زیادی
به خودتان بستگی دارد.
شما با توجه به باورهایی که از قبل در ذهنتان دارید رفتار
میکنید. باورهای شما در
واقع نشان دهنده نحوه ارزیابی تفکر و تصور شما درباره وقایع، سختیها و ناملایمات
است. این باورها، ترجیحات، آرزوها و تمایلاتی هستند که شما برای خود تعیین
میکنید؛ بنابر این باورهای شما کاملا متفاوت هستند و ممکن است موجب بهبود حال
شما شوند یا نتایج کاملا معکوسی داشته باشند.
کسي نیست در این گوشه فراموشتر از من
وز گوشه نشینان توخاموشتر از من
هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست
ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من
می*نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق
اما که در این میکده غم نوشتر از من
افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن
افتاده*تر از من نه و مدهوشتر از من
بی ماه رخ تو شب من هست سیه*پوش
اما شب من هم نه سیه*پوشتر از من
گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق
ای نادره گفتار کجا گوشتر از من
بیژن*تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک
خونم بفشان کیست سیاوشتر از من
با لعل تو گفتم که علاجم لب نوشی است
بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من
آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل؟
دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من
استاد شهریار
این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
وین همه پرده و از جلوه عیانی گل من
آن تجلی که به عشق است و جلالست و جمال
و آن ندانیم که خود چیست تو آنی گل من
از صلای ازلی تا به سکوت ابدی
یک دهن وصف تو هر دل به زبانی گل من
اشک من نامه نویس است وبجز قاصد راه
نیست در کوی توام نامه رسانی گل من
گاه به مهر عروسان بهاری مه من
گاه با قهر عبوسان خزانی گل من
همره همهمه*ی گله و همپای سکوت
همدم زمزمه*ی نای شبانی گل من
دم خورشید و نم ابری و با قوس قزح
شهسواری و به رنگینه کمانی گل من
گه همه آشتی و گه همه جنگی شه من
گه به خونم خط و گه خط امانی گل من
سر سوداگریت با سر سودایی ماست
وه که سرمایه هر سود و زیانی گل من
طرح و تصویر مکانی و به رنگ*آمیزی
طرفه پیچیده به طومار زمانی گل من
شهریار این همه کوشد به بیان تو ولی
چه به از عمق سکوت تو بیانی گل من
استاد شهریار
سوال :
چرا اینقدر در قرآن از حوریان بهشتی به عنوان پاداش مردان گفته شده؟و چرا برای زنان چنین پاداشی نیست؟آیا این موضوع با عدالت خدا در منافات نیست؟در ضمن شاید زنی دلش نخواهد همسرش حوری بهشتی داشته باشد.این موضوع واقعا مایه سلب آرامش روحی من است.
پاسخ
و بنا به آنچه در قرآن کریم آمده است زنان با ایمان در قیامت در كنار زنان بهشتى (حورالعین) با مردان بهشتى قرین مىباشند.
و زنان با ایمان با همسران با ایمان خود وارد بهشت مىشوند.
اُدْخُلُوا اَلْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ تُحْبَرُونَ وارد بهشت شوید شما و همسرانتان در نهایت شادباش(زخرف، آیه 70). و منظور از ازدواج، همان زنان با ایمانى هستند كه در دنیا بودند،(تفسیر المیزان، ج 18، ص 129).
و بودن در كنار همسران با ایمان و مهربان هم براى مردان لذتبخش است و هم براى زنانشان.
2- هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِی ظِلالٍ عَلَى اَلْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ؛ آنها و همسرانشان در سایههاى قصرها و درختان بهشتى بر تختها تكیه كردهاند(یس، آیه 56).
و آیاتى كه داخل شدن همسران صالح را به بهشت وعده داده شده است. از جمله:
رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ اَلَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَكِیمُ(مؤمن، آیه 8). جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ(رعد، آیه 23).
از این آیات استفاده میشود كه زنان و مردانى كه در این دنیا همسر یكدیگرند هرگاه هر دو با ایمان و بهشتى باشند در آنجا به هم ملحق مىشوند و با هم در بهترین شرایط و حالات زندگى مىكنند و حتى از روایات استفاده مىشود كه مقام این زنان برتر از حوریان بهشت است به خاطر عبادات و اعمال صالحى كه در این جهان انجام دادهاند، و در برخی منابع كلامى و روایى چنین آمده كه در روز قیامت، اگر همسر زن مؤمن، اهل بهشت بود، او را اختیار مىكند و اگر از اهل جهنم بود، یك مرد را از میان مردان بهشتى برمىگزیند. شاید فلسفه این كار این باشد كه زن برخلاف مرد، از نظر طبیعت تعدّد پذیر نیست. به همین جهت مردى را انتخاب مىكند.
اما گروهى - از جمله آیت اللَّه مكارم شیرازى در مقابل مدعىاند كهحورالعین مىتواند مذكّر هم باشد. براساس این نظر شاید علت اینكه اوصاف حورى كه در قرآن به كار رفته، بر مؤنث دلالت مىكند، به این جهت باشد كه گفت و گو و محاوره در آن آیات، با طایفه مردان مؤمن بوده است، نه با زنان مؤمن دنیوى. از این رو شیوه محاوره، اقتضا دارد كه چنین اوصافى براى این موجودات، ذكر شود. از مضمون برخى آیات و روایات، چنین برمىآید كه مسئله لذتهاى جنسى، اختصاصى به مردان ندارد؛ بلكه زنان نیز در بهشت مىتوانند براى خویش شوهرانى دلخواه برگزینند. اصطلاح «حور» نیز اختصاصى به زنان ندارد؛ بلكه حورهاى مذكر نیز در بهشت وجود دارند. براى نمونه از امیرمؤمنانعلیه السلام روایت شده است: «در بهشت بازارى است كه در آن خرید و فروشى نیست؛ تنها در آنجا تصویر مردان و زنان وجود دارد. هر كس كه تمایلى به آنان پیدا كند، از همان جا بر او وارد مىشود» بحارالانوار، ج 1، ص 148.
در بهشت هم حوریان بهشتى وجود دارند كه از نعمتهاى بهشتىاند و در دنیا نبودهاند و هم زنان دنیا - كه اهل بهشت باشند با زیبایى و شكوهى برتر از حوریان در بهشت حضور دارند و چنانچه مایل باشند، به شوهران خویش مىپیوندند.
بنابراین لذتهاى بهشت مخصوص مردان بهشتى نیست، بلكه كسى كه داخل بهشت می شود از نعمتها و زیبایىها لذت خواهد برد.
چنان كه قرآن مى فرماید: وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ اَلْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اَلْأَعْیُنُ در بهشت آنچه دل خواهد و چشم از آن لذت مىبرد موجود است(زخرف، آیه 71) و در این امر نیز بین مرد و زن بهشتى فرقى نیست هر كدام از آنها هر نوع لذتى بخواهند بر ایشان موجود است و براى زنان بهشتى نیز مردان بهشتى بدلخواهشان هست.
استان مرد زشت روى
از امام صادق علیه السّلام روایت مىکند که فرمود: در زمان پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مردى بود که (ذو النمره) نامیده مىشد. او از زشتترین مردم بود و به سبب همین زشتى او را (ذو النمره) مىنامیدند. یک روز او خدمت پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله رسید و عرض کرد: اى پیامبر خدا! به من بگو خداى عزّ و جلّ بر من چه واجب کرده است؟ پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: خداوند بر تو واجب کرده است هفده رکعت نماز در شبانه روز، و روزه ماه مبارک را در صورتى که زنده ماندى و آن را درک کردى، و حج را اگر استطاعت یافتى، و زکات را، و آن را براى او شرح داد. آن مرد گفت: سوگند بخدایى که تو را بحق به پیامبرى برانگیخت، براى پروردگار خود افزون بر آنچه براى من واجب گردانیده به جاى نخواهم آورد. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: چرا اى ذو النمره؟ عرض کرد: زیرا که مرا چنین زشت آفریده است. در این هنگام جبرئیل بر پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نازل شد و عرض کرد: اى پیامبر خدا! پروردگارت به تو دستور مىدهد که از سوى او به ذو النمره سلام برسانى و به او بگویى: پروردگارت مىفرماید: آیا خشنود نیستى که در روز رستاخیز تو را به زیبایى جبرئیل محشور کنم.
پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به او فرمود: اى ذو النمره! این جبرئیل است که به من دستور داده به تو سلام رسانم و به تو بگویم که پروردگار متعال فرموده است: آیا خشنود نیستى که در روز رستاخیز تو را به زیبایى جبرئیل محشور گردانم. ذو النمره گفت: پروردگارا! من خشنود شدم و بعزّتت سوگند من نیز [به اعمالم آن قدر] بیفزایم تا خشنود گردى. (بهشت کافى / ترجمه روضه کافى/386 ) اما مقصود ما از زشت و زیبایی این نیست. حضرت علی علیه السلام تصویر دیگری از انسان زشت ارائه داده است که کمترین رنگ و بویی از ظاهر و صورت در آن به چشم نمیخورد چنانکه ذو النمره نیز با قدم گذاشتن در راه حق توان به دست آوردن زیبایی حضرت جبرئیل را در آخرت خواهد داشت و میان این زیبایی با آن زیبایی تفاوت از زمین تا آسمان است.
زشت ترین انسان کیست؟
حضرت علی علیه السلام در باب عالم نمایان چنین سخن گفتهاند:
«و دیگرى که او را دانشمند نامند امّا از دانش بىبهره است ، یک دسته از نادانىها را از جمعى نادان فرا گرفته ، و مطالب گمراه کننده را از گمراهان آموخته، و به هم بافته ، و دامهایى از طنابهاى غرور و گفتههاى دروغین بر سر راه مردم افکنده ، قرآن را بر امیال و خواستههاى خود تطبیق مىدهد ، و حق را به هوسهاى خود تفسیر مىکند.
مردم را از گناهان بزرگ ایمن مىسازد ، و جرائم بزرگ را سبک جلوه مىدهد. ادّعا مىکند از ارتکاب شبهات پرهیز دارد امّا در آنها غوطه مىخورد. مىگوید: از بدعتها دورم، ولى در آنها غرق شده است. چهره ظاهر او چهره انسان ، و قلبش قلب حیوان درنده است ، راه هدایت را نمىشناسد که از آن سو برود ، و راه خطا و باطل را نمىداند که از آن بپرهیزد ، پس مردهاى است در میان زندگان. »(نهج البلاغة / ترجمه دشتى/ خطبه 87)
امام علی علیه السلام در خطبه 87 پس از معرفی بهترین بنده خدا به معرفی و توصیف حال افرادی میپردازد که ادعای علم و دانش داشته.این فرد عالم نمایی بیش نیست که با استفاده از وجههی اجتماعی و به ظاهر علمی خویش قصد فریب و گمراه کردن مردم را دارد و اوست که با دور کردن افراد از راه حق و حقیقت و گمراه ساختن آنان به عنوان زشترین انسان معرفی شده است. و علت زشتی او چیزی نیست جز انحراف از راه حق و وقتی این زشتی بیشتر و بیشتر میشود که فرد به حق و حقیقت آگاه باشد اما از آن روی گرداند و موجب روی گردانی دیگر افراد نیز گردد.
از پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) رسیده که فرموده:محقّقا من بر امّت و کسانى که بر آنان مبعوث و فرستاده شدهام از مۆمن و گرویده بخدا و رسول و از مشرک و انبازگیرنده براى خدا نمیترسم، امّا (از) مۆمن (نمیترسم براى اینکه) ایمان وگرویدنش او را (از گفتار و کردار ناروا و فتنه و تباهکارى) منع نموده و باز میدارد، و امّا (از) مشرک (نمیترسم، زیرا) کفر و نگرویدنش او را ذلیل و خوار میگرداند (مردم گفتار و کردار شایسته را از او توقّع نداشته و چشمبراه نیستند) و لیکن بر شما میترسم از منافق و دورو که داناى زبان آور است، آنچه را میشناسید (حق و درست است بزبان) میگوید، و آنچه را کراهت داشته و نمىپسندید (میدانید حقّ و درست نیست) بجا مىآورد. (بنادر البحار /229)
مسعدة بن زیاد از امام صادق علیه السّلام، و آن حضرت از امیر مۆمنان على علیه السّلام روایت کرده است که فرمود: به راستى که در دوزخ، آسیابى هست که مشغول به کار است، آیا نمىخواهید بدانید که چه چیزى را آسیاب مىکند؟! پرسیدند: چه چیزى را آسیاب مىکند؟! فرمود: (گوشت و پوست و استخوان) دانشمندان نابکار، و کسانى که قرآن را تلاوت مىکنند ولى فاسقند، و ستمکاران متجبر، و وزیران خیانت پیشه و سردمداران لاف زن و دروغگو را؛ و در دوزخ، شهرى است که بدان «حصینه» مىگویند، آیا نمىپرسید که در آن چیست؟ پرسیدند: چه چیزى در آن است؟! حضرت فرمود: در آن دستهاى پیمانشکنان قرار دارد . (پاداش نیکیها و کیفر گناهان / ترجمه ثواب الأعمال / 643 )
سخن آخر اینکه ملاک زشت و زیبای انسانها صورت ظاهرشان نیست چراکه ظاهر آدمی را خدا به انسان هدیه داده و افتخاری بدان نیست و در این میان افکار و افعال و گفتار و در مجموع شخصیت و خرد آدمی که ثمره تلاش و کوشش خود اوست ، ملاک ارزشگذاری و یا به عبارت دیگر زشت و زیبایی و زینت اوست است.
دعا کردنِ مستضعف اشکال ندارد، منظور ما هر دعایی نیست، بلکه یک دعا را استثناء میکند و آن طلب مغفرت است. چون با بودن آن شخص در مسیر انحرافی مثل شرک و کفر و ... اینکه از خدا بخواهیم تا از گناهش در گذرد، معنا ندارد.
حاج آقا مجتبی تهرانی
سرآمد ادعیه، طلب آمرزش
دعا کردن برای این اشخاص جایز است و اشکالی ندارد. در اینجا ما دعای خیرِ معنوی و مادّی داریم. در معنویها آنکه سرآمدِ خیرات و مبرّات است دعا برای آمرزش است. لذا در باب دعا داریم که وقتی انسان میخواهد دعا و طلب حاجت کند ابتدا استغفار کند یعنی از خدا تقاضای مغفرت کند. این بالاترین دعا است. انسان برای خودش طلب مغفرت کند.
طلب مغفرت برای منحرف مستضعف
در اینجا سۆال میشود که آیا جایز است برای منحرفِ مستضعف استغفار کنیم یا نه؟ دقّت کنید! فرض بفرمایید، کفّار و مشرکینی که انحراف اعتقادی دارند و مستضعف هم هستند،امّا معاند و مغرض نیستند بلکه در محیط و منطقهای بودهاند که از نظر اعتقادی به انحراف کشیده شدهاند. در این شرایط اگر انسانی دستش را بگیرد و هدایتش کند چه بسا از اعتقادات باطلش دست بکشد. حالا چون دعا کردن خیر است آیا جایز است که برای او طلب مغفرت کنیم یا نه؟ جوابش منفی است. این دعا را تا وقتی که به صراط مستقیم نیامده است نباید برایش کرد.
در جامعه مسلمان هستند، محاسن هم دارند، ظاهرالصلاح هم هستند و وقتی هم که ذکر میگویند کذا و کذا است امّا همین افراد با منکر که برخورد میکنند، اهمیّتی نمیدهند و هیچ توجّهی نمیکنند. در مقابل خدا هم دعای این آدمها را مستجاب نمیکند و عذاب نازل میشود
بیمعنا بودن غفران برای منحرف
چون غفران برای منحرف، مشرک و کافر معنا ندارد. البته این غیر از طلب هدایت است. اینکه بگوییم: «أَللَّهُمَ اهْدِ»، خدایا! فلانی را هدایت کن، غیر از «اللَّهُمَ اغْفِرْ لَه» است. اینها دو تا است. «أَللَّهُمَ اهْدِ» یعنی، خدایا! به راه راست هدایتش کن. امّا «اللَّهُمَ اغْفِرْ لَه» معنایش این است که گناهانش را بیامرز؛ یعنی با وجود انحراف و شرک و کفر، او را بیامرز! اصلاً غفران نسبت به آنها معنا ندارد.
لذا خواستم این را تذکّر بدهم که وقتی میگوییم، دعا کردنِ مستضعف اشکال
ندارد، منظور ما هر دعایی نیست، بلکه یک دعا را استثناء میکند و آن طلب
مغفرت است. چون با بودن آن شخص در مسیر انحرافی مثل شرک و کفر و... اینکه
از خدا بخواهیم تا از گناهش درگذرد، معنا ندارد.
دعا
غضب الهی در مورد مردم
روایت از پیغمبراکرم است: «قال رسولالله(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم): یَأتی عَلَى النّاس زَمانٌ یَدعُو فیهِ المُۆمِن لِلعامَّة»؛ زمانی میآید که مۆمن برای مردم دعا میکند، برای غیر، عامّه را بیان میکند و شخص خاصّی مطرح نیست بلکه عمومی است، «فَیَقُولُ الله تَعالى: أُدعُ لِخاصَّةِ نَفسِك»؛ خدا میگوید تو برای خودت دعا کن و به دیگران کاری نداشته باش. در حالی که دعا برای غیر خیلی فضیلت دارد.[1] خلاصه اینجا خدا میگوید: «أُدعُ لِخاصَّةِ نَفسِك»؛ به آنها کاری نداشته باش و برای خودت دعا کن، «أَستَجِبُ لَك»؛ برای خودت دعا کن و من هم جوابت را میدهم و مستجاب میکنم، «فَأَمّا العامَّة فَإِنّی عَلَیهِم ساخِط»؛[2] امّا من از این مردم خشمگین میشوم. چرا؟
دعا در مقابل جامعه فاسد
میخواهم ببینم که این متن با معارف ما سازگار است یا نه؟ جوّ حاکم بر جامعهای، فساد باشد و افراد آن جامعه درصدد اصلاح نباشند بلکه محکوم به همان جوّ فاسد باشند که به تعبیر ساده، معروف، منکر شده و منکر، معروف؛ در اینجا میگویند برای این جامعه دعا نکنید.
نمیخواهم وارد بحث دیگری بشوم، امّا در باب امر به معروف و نهی از منکر
روایات متعدّد داریم که خداوند خاصّه را به بدکاریهای عامّه و همچنین
برعکس، عامّه را به بدکاریهای خاصّه مۆاخذه میکند. من کلیّت بحث را
میگویم و آنها که اهل تحقیق هستند پیگیری کنند.
گناه
وظایف متقابل عوام و خواصّ
روایات متعدّد داریم. یعنی اگر جوّ حاکم، جوّ فاسد باشد ولی در این جامعه افراد متدیّنی که به آنها خاصّه میگوییم هم هستند، خدا به چنین جامعهای غضب میکند و خشمگین میشود. چرا؟ چون به وظایفشان عمل نکردند. وظایف چه بود؟ نهی از منکر بود. این هر دو را در روایت داریم؛ یعنی آنجایی که خاصّه، نهی از منکر نکردند و عامّه جامعه بر آن فساد، حاکم شد و آنجایی که عامّه دیدند خاصّه منحرف شدهاند و نهی از منکر نکردند؛ اینجاست که خداوند نسبت به این جامعه خشمگین میشود. این را بدانید، که تمام مطالبی که میگویم از آیات و روایات است، چون اگر بخواهم از خودم بگویم از بحث اصلی منحرف شدهام.